پارت بیست و ششم :
نیوارا با چشمای بسته سرشو روی صندوق گذاشته بود،انگار که صدایی از داخلش میشنید.
گفتم: «مسخرهبازی درمیاری یا واقعا صدا میده؟»
بدون اینکه چشماشو باز کنه گفت: «یه طلسم خونی روشه.»
«میتونم با ارّهی آهنبُر بازش کنم.»
بیحوصله نگام کرد: «اگه به این آسونی بود خیلی وقت پیش حسابشو میرسیدن!»
محض اطمینان چاقویی از جنس نقره پیش خودم گذاشته بودم که اگه دست از پا خطا کرد
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

sober | نویسنده رمان
وجههی مؤدب بودنشو همیشه حفظ میکنه😇😂
۳ هفته پیشHarty The Wise
0عاشق این شدم که شرط بندی فقط موقعی جرم بود که نیو طرف آرن بود🤣
۳ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
قوانین با احساساتش تغییر میکنن😄
۳ هفته پیشپوتین پاپیون صورتی🎀
1نیوارا چه بچه خوبیه همش یه سال از عمر نیو گرفت؟ باید تلافی آرنو سرش درمیاورد و دوباره خوجل موجل و جوون و سیلور برمیگشت🥺
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
اگه نیوی پیر میشد خوب بود؟🥲
۴ هفته پیشگلی از گلهای نیو
0لطفا دوباره نیوارا رو جون کن. البته همه جوره گوگولی و بامزه ست ولی خب
۳ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
چشم👍
۳ هفته پیشگوزِ قدمت دار
0آرمان فقیر، قراره فقیر پرومکس بشی گنج نه آقاتم رف😂
۴ هفته پیشآرمان ی میمون فقیره
3راستش فکر میکردم نیوارا قراره مثل دمنتور های هری پاتر روح رواز دهن بکشه بیرون😂 خلاصه نمدونم خوشحال باشم که کیس نیو و نیوارا نداشتیم یا ناراحت. 💀
۴ هفته پیششوسپک
0منم منتظر کیس نیوی و نیوارا بودم🤕😂
۴ هفته پیشگردنبند آرن
0فکرشو بکن آرن بفهمه😏😂 خسته نباشی عزیزم 💚 معرکههههه بود
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
بزودی میفهمه 😅
۴ هفته پیشمحبوبه
2نویسنده عزیزم خیلی باهوشی در کل 🤝🏻😌
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
لطف داری😅❤️
۴ هفته پیشسیاه
0نیوارا واقعا خفننننننه😭😭آرمان حقشه سرش کلاه بره مردک دروغگو
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
آرمانم گناه داره😔
۴ هفته پیشبینی خوش فرم آرمان
0برگام ریخت از اینهمه همزاد پنداری با رمان منم با نیو نفسم گرفت عالی بود عزیزم خسته نباشی✨✨✨✨✨✨✨ نیوی قراره شوگر بیبی بشه🎀🤣
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
❤️😘
۴ هفته پیشدرنا
0وای خدا اینا چطور به ذهنت می رسه سوبر😲 آنتیکیترا، قمارخونه ی ماورایی وای🥹 حیف به نصفه ش رسیدیم من تازه دارم بیشتر عاشق نیو می شم.. یه چیز می خوام بگم حس می کنم اگه بگم بهم حمله می شه، تو خصوصی می گم😁 دست مریزاد عالی بودددد
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
بگو،راحت باش😌❤️
۴ هفته پیشزن حاجی
1نیوآرا بدبخت حرف گوش کنه چرا نیوی بهش اعتماد نمیکنه 🤣
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
تو به نیوار اعتماد داری؟😏
۴ هفته پیشماشین فقط سمند سورن
1فکرشو کن آرمان بره خونه و در صندوقو باز کنه و ببینه زده به کاهدون🤭آخه بگو جونور برا کی ادای زرنگا رو در آوردی😔😂
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
قطعا خیلی عصبانی میشه 🪓
۴ هفته پیشآنتیکیترای باستانی
0چرا نیوآرا جوون نمیشهههههه😂 چقدر صبرررر کنم
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
یه قسمت دیگه صبر کن🤏
۴ هفته پیشماشین فقط سمند سورن
1خوب شد نیو و نیوارا در صندوقو باز کردن😒آرمان کپکی🔪🔪🔪
۴ هفته پیشآنتیکیترای باستانی
0یه کوچولو داره خبیث میشه کم کم😂
۴ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

Harry The Wise
0نه ولی خیلی خوشم میاد که نیو یه تصویر خیلی مودب و مظلوم از خودش نشون میده ولی از درون و در خفا کلی کارهای شیطانی انجام میده که تازه دیگران خیلی هم لایقش هستن. و شاید هیچوقت نفهمن چطور گول خوردن🤣 مردی داره کار شیطان رو روی زمین انجام میده و واقعا دوستش دارم🤧💕