پارت بیست و هفتم :

نیوارا: «در تمام زندگیم مفهوم نگرانی رو درک نکرده بودم،تا زمانی که با تو آشنا شدم!»
خندیدم: «متأسفم که همچین حسی داری،ولی از طرفی تجربیات جدید کسب کردی.این نشونه‌ی رشد شخصیه.»
نیوارا: «آنتیکیترا که درست کار نکرد.چرا می‌خوای وارد شرط‌بندی بشی؟»
«می‌خوام شانس‌مو واسه به دست آوردن ثروت تپلی که گفتی امتحان کنم.اگه نشد دستگاه رو به عنوان عتیقه می‌فروشم.»
چپ چپ نگام کرد: «باش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آرش در رمان نیو آرش
تصویر شخصیت آرن در رمان نیو آرن
تصویر شخصیت مکانیزم آنتیکیترا در رمان نیو مکانیزم آنتیکیترا
تصویر شخصیت آرمان در رمان نیو آرمان
تصویر شخصیت ارشک آرمان‌سا در رمان نیو ارشک آرمان‌سا
تصویر شخصیت سروان اسکینی در رمان نیو سروان اسکینی
تصویر شخصیت نیوارا در رمان نیو نیوارا
تصویر شخصیت جان در رمان نیو جان
تصویر شخصیت نیو در رمان نیو نیو
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ماهو

    0

    بنده به نوبه خودم از کاربر Hary the wise کمال تشکر رو دارم بابت تلاش ستودنیشون در گذاشتن کامنت. از همینجا به شما خدا قوت میگم😁😂

    ۱ ماه پیش
  • Harry The Wise

    0

    منونم🤝✨️ اگه کتاب بود حتما زیر تمام جملات خط میکشیدم و براشون نظر مینوشتم

    ۱ ماه پیش
  • ماهو

    0

    توی واتپد همچین قابلیتی هست که بشه زیر هر پاراگراف کامنت گذاشت ولی اینجا نداره متاسفانه😓

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    متاسفانه ☹️

    ۴ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    منم ازش ممنونم😍 اگه همه مثه این عزیز کامنت می‌ذاشتن الان نیو هم جزو رمان‌های داغ بود‌😄❤️

    ۱ ماه پیش
  • زن حاجی

    0

    وای جوری که تنبیهش کرد😂😂

    ۱ ماه پیش
  • کبری

    0

    نیوارا نیو رو فریب داد دلم سوخت🥺

    ۱ ماه پیش
  • گردنبند آرن

    0

    وای فقط آخرش 😂 عالی بود نشاط عالی

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😅❤️

    ۱ ماه پیش
  • Harry The wise

    1

    هرکی بخواد الماس ها رو از دستش بگیره باید بره سرآع جنازه نیو و سعی کنه گره دستای خشک شده اش رو باز کنه و تازه اون موقع هم باز قول نمیدم بتونه!🤣

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😂

    ۱ ماه پیش
  • Harry The Wise

    0

    فکر میکنم این یارو که دلش کتک میخواد خیلی تو انتخاب آدم ها کارش خوبه چون هر دو دفعه به نیو نزدیک شد🤣 و آخرش هم به مُراد دلش رسید. کاشکی منم مثل این دیونه زود به آرزوهام میرسیدم. البته که کتک خوردن از نیو باید خیلی زیبا باشه✨️✨️✨️✨️

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    اونم شانسش از ما بیشتره😔😂

    ۱ ماه پیش
  • Harry The Wise

    0

    نه ولی بعد از این همه تلاش و بدبختی کشیدن واقعا ناراحت میشم اگه نیو الماس ها و آنتیکیترا رو از دست بده یعنی ازش به زور بگیرنشون😔💔 محض رضای خدا بذارین این بچه ثروتمند بشه خب. میتونست تمام دنیا رو آتیش بزنه ولی فقط پول میخواد بچه ام😔

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    می‌خواست پولدار بشه ولی حالا باید بره زندان😔 ولی قول میدم زود از زندان فرار کنه✌️

    ۱ ماه پیش
  • Harry The Wise

    0

    نه خوشم اومد! انگار نیوارا حسابی از معامله ای که با آرن داشت درس گرفته و تونسته راهی برای مقابله با نیو پیدا کنه🤣 ولی نباید وسط اون معرکه بچه مو تنها میذاشتی پیرمرد!

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    از این خانواده کینه به دل گرفته 😄

    ۱ ماه پیش
  • Harry The Wise

    0

    یعنی این آرن کاری با نیو کرد که حتی مردنش هم براش مهم نیست تا وقتی بتونه در راه رسیدن به ثروت کشته بشه. البته احتمالا از دورانی که باباش شروع به کتک زدنش کرد این حس رو داشته و الان فقط بدتر شده😔 برای دل شکسته نیو غمگینم💔

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😔❤️

    ۱ ماه پیش
  • Harry The Wise

    0

    یه سوال دارم نویسنده جون! اون متنی که دم غتر نوشته بود به چه زبانی بوده دقیقا؟ و اینکه چطوری نیو تونست تصویر توی آینه رو بینه و وقتی نه موجود ماورائیه نه جادوگر(البته تا اونجای که میدونیم یا شایدم نمیدونیم)؟

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    به زبون پارسی میانه بود.نیو در واقع هیچی ندید و چون به تنها چیزی که فکر می‌کنه پوله،احساس درونی‌شو گفت : هیچی واسه خرید و فروش نمی‌بینم. قانون هم همین بود،اینکه هر شخص درونشو توصیف کنه.

    ۱ ماه پیش
  • Harry The Wise

    0

    فکر کنم منم غیرمستقیم باعث رشد شخصیتی ناخواسته ی کسی شدم ولی به اندازه ای که جان از نیو تشکر کرد، ازم منون نبودن😒

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    هیچکس به اندازه‌ی جان با معرفت نیست 😔

    ۱ ماه پیش
  • Masi

    3

    اون پسر باعث رشد شخصی نیو شد، فهمید سادیسم داره

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😂😂

    ۱ ماه پیش
  • ماشین فقط سمند سورن

    0

    ای نیوارای خیانتکار اگه نیو بینت حتما کو.نت میذاره😑😂

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    نیو مؤدبه،ازین کارا نمی‌کنه😔 (به جاش کله‌شو قطع می‌کنه)

    ۱ ماه پیش
  • Harry The Wise

    0

    وای چه قدر تو این پارت اتفاقات زیادی افتاده نمیتونم اینطوری نظر بدم باید دوباره بخونمش و دونه دونه اتفاقات رو مرور کنم. ولی اون آخرش که از اون یارو مازوخیسته برای خالی کردن خشم سرکوب شده اس استفاده کرد دوباره عاشق نیو شدم🥰💙💕💖

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    اون‌شب بهترین شب زندگی مازوخیسته بود.هم از نیو کتک خورد،هم از آرش،هم بهش دستبند زدن😌

    ۱ ماه پیش
  • سیاه

    0

    نیوآرا واقعا عالین 🤣پلیسا اومدن بعد نیو داره طرفو میزنه واقعا این بشر یه چیز دیگه اس

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😄❤️

    ۱ ماه پیش
کپی شد!