پارت بیست و پنجم :
سوار بر ماشین آقای لواسانی به طرف روستای جنزده میرفتیم.
برای رفتن به دوست عزیزم جان زنگ زدم،هر چی نباشه سر پیدا کردن ماهان بهم مدیون بود.وقتی ازش خواستم فوری قبول کرد.خودشو رسوند و راه افتادیم.
داشتیم به روستا نزدیک میشدیم که بارون گرفت.
جان زیر لب گفت: «لعنتی،تازه ماشینو بردم کارواش!»
گفتم: «ببخشید که زحمتت دادم.»
جان: «نه بابا این چه حرفیه؟ وقتی توی دردسر افتاده
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

sober | نویسنده رمان
آره،اون مثه بهراد ریقو نیست
۴ هفته پیشگوزِ قدمت دار
1جنا دچار شک فرهنگی شدن 😂🤭
۲ ماه پیشماهو
2ذهن فقیرم داشت فکر میکرد چرا به جای ترمز پاشو رو کلاچ نمیذاره که بعدش متوجه شدم ماشین آقای لواسانی اتوماته🙂
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
😂😂😭😭
۲ ماه پیشHarry The Wise
1نه ولی خیلی خنده دار بود کا یهو یه گله جن ریخت تو و شرع کردن به رقصیدن🤣 و قربون نیو برم که انقدر عالی و مودبانه دست رد به *** داداش جنه مون زد💕 پسرم اون خانواده ارزش تو رو ندارن بیا بچه خودم شو 🤧🌱
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
😄❤️
۲ ماه پیشHarry The wise
1یعنیا عاشق نیو هستم🤣 اوج نگرانی و ترسهاش: اگه جان چیزیش بشه راننده ندارم برگرده. چرا اجنه بدون لباس غیب میشن و *** میگردن؟🤣 این آخری باعث شد از خنده خفه بشم. و این حقیقت که بچه ام پوتین ایتالیایی میپوشه؟ بنده با خوشحالی ترجیح میدادم ازش لگد بخورم😔👈👉
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
نیو هم مثه سورن برندپوشه 😁
۲ ماه پیشدرنا
2چقدر دلم برای تعاریف عجیب و ترسناکت از جن ها تنگ شده بود... با اینکه الان مثلا بزرگم و شجاع، اما هنوزم ترسیدم🥲 ولی نیو و عشق است و بس... اشرف مخلوقات... به خصوص وقتی سر همه کلاه می ذاره🥹 عالی بود، خسته نباشی
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
قربونت،ممنون که خوندی❤️
۲ ماه پیشMasi
5نیو هم بالاخره رانندگی یادگرفت ولی من نه🥲
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
اینم در حد یکبار بود😅
۲ ماه پیشsober luv u(خیلی)
1دقیقا امروز عروس هلندی جدیدم متولد شد اسمش رو گذاشتم نیوی 🧁
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
قلبم ಥ‿ಥ❤️
۲ ماه پیشنقره پسند
0حیف این قسکت نقره نداشت😔 ولی لحظات جذابی داشت😍🥳
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
دیگه نقرهای نخواهی دید😔
۲ ماه پیششیرینی جن شوسپک
0نیوآرا خیلی گناه داری گیر این نیو شیطان افتادی🤣🤣
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
میبینی طفل معصوم رو؟ 😔
۲ ماه پیششیرینی جن شوسپک
0جان همیشه طعمه میشه بگردممم🤣 نیوی پوتین ایتالیاییت تو حلقم دادااااشش😍 اونم مثل باباش میخواد بچه کتک بزنه🥺🤣
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
اخلاقیات اون بزرگوار روی نیو هم اثر گذاشته.
۲ ماه پیشزن حاجی
1دلم برای ترسیدن با رمانات تنگ شده بود نشاط😂😭
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
😄❤️
۲ ماه پیشماشین فقط سمند سورن
1واقعا آفرین به بچم که اینقدر شجاعه؛)حالا اگه یه بنده خدایی بودا الان به شلوار خودش تگرگ میزد😌🎀
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
ریقوی معروف.
۲ ماه پیشماشین فقط سمند سورن
0خیلی دوست دارم بدونم این آرمان ورپریده کیه که میخواد نیو رو توی دردسر بندازه🔪ولی عجب روستایی بود گرخیدممم🥲واااییییی نیو به لطف جنا بالاخره رانندگی یاد گرفت😔😂
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
اونم یه خدازدهست.
۲ ماه پیشجن لخت
0از اینکه نیو انقدر شجاعه خوشم میاد
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

کبری
1نیو نترسه خوشم اومد با هر اتفاقی خونسردیشو حفظ میکنه