طاق فلک به قلم مهدیه سجده
پارت صد و سی :
***
ریموت مزدا را میزند که از انتهای پارکینگ بیمارستان چشمک میزند، پشت رُل مینشیند و با عصبانیت باند روی سرش را میکَند و روی صندلی کنارش پرت میکند.
به لیست تماسهای بیپاسخ مرضیه و نیایش نگاه میکند، چند تماس بیپاسخ آترا را میبندد و استارت میزند.
از وقتی که مزدا را داخل پارکینگ پارک کرده تا وقتی که نمایشگر آسانسور عدد سه را نشان بدهد، به تمام سه روز فکر کرده و

لطفا صبر کنید...

م
2بهش بگو چیو نمی دونه تا خیالش راحت بشه 😠