معشوقه مرداب به قلم سوگند عزیزی
پارت نوزده :
_ آرش منم بزرگ شد… جوان شد ولی… ولی هنوز مثل یه بچه کوچیک نیاز به مراقبت داره…
به سمتم برگشت و اینبار نگاه به نگاهم دوخت:
_ میدونی… یک نهال زود به دست میاد و یک درخت تنومند سختتر… برای همین مراقبت از درخت تنومند راحتتره اما مراقبت از یک نهال کوچیک خیلی سختتره… آرش من هنوز یه نهاله… نهالی که هیچ وقت نمیتونه تبدیل به یک افرای بلند و تنومند بشه… پس من همچنان مجبورم مثل قبل Ø
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

سوگند عزیزی | نویسنده رمان
میشه گفت هم حق داره هم نداره😂
۴ هفته پیشسادات.۸۲
1اوه اهورا برادر بهاره؟
۲ ماه پیش
سوگند عزیزی | نویسنده رمان
آره عزیزم
۲ ماه پیشم
1یه درصد فکر کن نشناسه،حداقل بهتر از تو و پسرت می شناسه عشق اول و آخرشو 😏
۳ ماه پیش
سوگند عزیزی | نویسنده رمان
🥲💔
۳ ماه پیشنفس
1کجای کاری سرهنگ که بدونی اینا با هم گذشته ای داشتند
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

معصومه
0خب فروغم یکم حق داره دخترش گم شده