پارت یازده :

***
داخل پخش آی سی یو هیاهو و غوغایی برپا بود. هیچ کسی نمی توانست حاج علاء را ساکت کند‌‌. پیرمرد با سرپرستار بخش و دکتر اتاق آی سی یو در گیر شده بود. همه وجودش می لرزید و رنگش پریده بود؛ پیرمرد با اینکه قدرتی نداشت و اما غم درونش زوری عجیب و غریب به بازوانش داده بود؛ جوری که ماهور و عمویش شهاب دونفری نمی توانستد پیرمرد را کنترل کنند. دکتربخش آی سی یو که احوال پیرمرد را درک میکرد داغدار فر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • یه غریبه

    2

    تبریک میگم خانم صبوری با قلم تواناتون حتما این رمانم می خونم 🤩🤩🤩🤩

    ۴ هفته پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    مرسی عزیز دلمم❤️🌹

    ۴ روز پیش
  • نسترن

    1

    قشنگه رمانش ممنونم از قلم خوبتون منتظر بقیه شم

    ۴ هفته پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم ❤️

    ۴ روز پیش
  • ملیکا

    2

    عالی عالی عالییییی دست مریزاد منتظر پارت جدیدم لیدا جان

    ۴ هفته پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    ممنونم قشنگم❤️

    ۴ روز پیش
  • فاطی

    2

    چه رمان زیبایی انگار تو دل قصه دارم با شخصیت ها زندگی میکنم

    ۲ هفته پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    مرسی از لطف و محبت شما قشنگم

    ۵ روز پیش
  • فاطی

    2

    چشمام بخاطر آقایی و متانت ماهور اکلیلی شد 🥹🥹💖

    ۲ هفته پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    عزیزممم😁

    ۵ روز پیش
  • تلماه

    0

    من عاشق رمانتون شدم اما پارت دیر به دیر می زارید🙏🙏🥺🥺

    ۱ هفته پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    عزیزمی شما

    ۵ روز پیش
  • تلماه

    1

    نویسنده ی عزیز پارت جدید نداریم؟؟

    ۱ هفته پیش
  • دنیا

    2

    واقعا تصویر واضح و درستی از دردهای موجود تو جامعه عالییییییییبود 👏👏👏👏👏پرهیجان و غیر قابل پیش بینی

    ۳ هفته پیش
  • نسترن

    0

    پارتها رو تند تند بزارید تو رو خدا نمی تونم صبر کنم پارت بعدی کی هست؟

    ۴ هفته پیش
  • فاطمه

    1

    بعضی وقتها نبود آدمها بهتر از بودنشون هست شاهرخ نمونه ی بارز این افراده

    ۴ هفته پیش
  • ندا

    1

    رمانتون قشنگه و جذاب اگه ممکنه پارت گذاری رو هر روز کنید 🌹🌹🙏

    ۴ هفته پیش
  • ندا

    1

    لیلی از اون دسته شخصیت هاست که بی زبونه و حرف گوش کن از اون عروس های قدیمی که اجازه میده خانواده شوهر حسابشو برسن

    ۴ هفته پیش
  • فاطمه

    2

    دلانای ساده فریب رفتارهای شروین رو خورده این دکتر سام کیه تو استوری دیدم خوشگل و جنتلمن

    ۴ هفته پیش
  • فاطمه

    2

    حاج علاء فکر کنم به تلافی مرگ پسرش زندگی لیلی رو جهنم کنه

    ۴ هفته پیش
  • ملیکا

    1

    ای وای شوهرش فوت کرد عجب چه سرنوشت عجیبی

    ۴ هفته پیش
کپی شد!