پارت یازده :

***
داخل پخش آی سی یو هیاهو و غوغایی برپا بود. هیچ کسی نمی توانست حاج علاء را ساکت کند‌‌. پیرمرد با سرپرستار بخش و دکتر اتاق آی سی یو در گیر شده بود. همه وجودش می لرزید و رنگش پریده بود؛ پیرمرد با اینکه قدرتی نداشت و اما غم درونش زوری عجیب و غریب به بازوانش داده بود؛ جوری که ماهور و عمویش شهاب دونفری نمی توانستد پیرمرد را کنترل کنند. دکتربخش آی سی یو که احوال پیرمرد را درک میکرد داغدار فر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • یه غریبه

    2

    تبریک میگم خانم صبوری با قلم تواناتون حتما این رمانم می خونم 🤩🤩🤩🤩

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    مرسی عزیز دلمم❤️🌹

    ۲ ماه پیش
  • نسترن

    1

    قشنگه رمانش ممنونم از قلم خوبتون منتظر بقیه شم

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم ❤️

    ۲ ماه پیش
  • ملیکا

    2

    عالی عالی عالییییی دست مریزاد منتظر پارت جدیدم لیدا جان

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    ممنونم قشنگم❤️

    ۲ ماه پیش
  • فاطی

    2

    چه رمان زیبایی انگار تو دل قصه دارم با شخصیت ها زندگی میکنم

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    مرسی از لطف و محبت شما قشنگم

    ۲ ماه پیش
  • فاطی

    2

    چشمام بخاطر آقایی و متانت ماهور اکلیلی شد 🥹🥹💖

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    عزیزممم😁

    ۲ ماه پیش
  • تلماه

    0

    من عاشق رمانتون شدم اما پارت دیر به دیر می زارید🙏🙏🥺🥺

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    عزیزمی شما

    ۲ ماه پیش
  • تلماه

    1

    نویسنده ی عزیز پارت جدید نداریم؟؟

    ۳ ماه پیش
  • دنیا

    2

    واقعا تصویر واضح و درستی از دردهای موجود تو جامعه عالییییییییبود 👏👏👏👏👏پرهیجان و غیر قابل پیش بینی

    ۳ ماه پیش
  • نسترن

    0

    پارتها رو تند تند بزارید تو رو خدا نمی تونم صبر کنم پارت بعدی کی هست؟

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه

    1

    بعضی وقتها نبود آدمها بهتر از بودنشون هست شاهرخ نمونه ی بارز این افراده

    ۳ ماه پیش
  • ندا

    1

    رمانتون قشنگه و جذاب اگه ممکنه پارت گذاری رو هر روز کنید 🌹🌹🙏

    ۳ ماه پیش
  • ندا

    1

    لیلی از اون دسته شخصیت هاست که بی زبونه و حرف گوش کن از اون عروس های قدیمی که اجازه میده خانواده شوهر حسابشو برسن

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه

    2

    دلانای ساده فریب رفتارهای شروین رو خورده این دکتر سام کیه تو استوری دیدم خوشگل و جنتلمن

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه

    2

    حاج علاء فکر کنم به تلافی مرگ پسرش زندگی لیلی رو جهنم کنه

    ۳ ماه پیش
  • ملیکا

    1

    ای وای شوهرش فوت کرد عجب چه سرنوشت عجیبی

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️