لعبتی به طعم شوکران به قلم لیدا صبوری
پارت ده :
دلانا دیگر مقاومت نمیکرد؛ اصلا جوری همه وجودش آرام و رام حرکات ماهرانه ی شروین شده بود که اگر می خواست هم دیگر نمی توانست مقاومت کند؛ باورهایش را نرم نگه داشته بودو با سرانگشتان آرام و با احتیاط نوازش میکرد و پیشانی اش را بروی پیشانی دلانا چسباند و چ ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

سپیده
0قشنگ. حسابی دلی از عزا درآورد و دلانا رو ..