پارت نود و هفتم :

صدای تق تق کفش روفرشی پاشنه بلندم توجه مهمانان را روی پله‌ها کشاند. اولین بار بود که به خواهر‌های یاسر این قدر دقت می‌کردم. هیچ‌کدام مثل پدرشان عباس چشمشان رنگی نبود. صورت‌هایی ساده؛ چشم‌هایی تیره و نگاه‌های عبوس و مجبور. هردو خواهر مخصوصاً خواهر سلیله با اکراه با من روبوسی کردند. قیافه‌هایشان زیرنویس داشت که به شدت با این وصلت مخالفند. البته ساره که بعد از ماجرای دعوای او و شوهرش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!