گیان یعنی جان به قلم فاطمه اصغری
پارت صد و پانزده :
*
چیزهای قشنگ را داشتم یکی یکی با وحید تجربه میکردم. داشت تمام اولینها را به نام خودش ثبت میکرد. مثل تماسها و پیامهای یواشکی. چشمکهایی دور از چشم دیگران. بوسههای از راه دور. آغوشهای ریز ریز اما آرامش بخش. خرید کردن با وحید هم جدیدترین مزهی شیرینی بود که دیروز تجربهاش کردم. تمام روز را به بهانهی گشتن دنبال کار، همراه او در بازار و خیابان پرسه زدیم. یک فرش برای سالن، یک ق

لطفا صبر کنید...

بریم😈😜
0بریمم ببینیم چ. کرده این وحید شیرودی با شیرین گیان😈