پارت چهل و هشتم :

دستانم را طرفین گونه ی خیس از اشکش گذاشتم و نگاهم را بالا کشیدم و لبانم مماس با لبانش تکان خورد!
- آریا جان رهام کن فدات شم!
رهام کن تا دوتاییمون نجات پیدا کنیم. تنم درد می‌کنه بابت هر چه مبارزه هست. دلم می خواد فقط بخوابم؛ اونقدر بخوابم که وقتی چشم باز کردم هیچ غم و دردی برام باقی نمونده باشه عزیز دلم!
اصلا هر چی دلت رو آروم کرد همونو انجام بده. من اونقدر دوستت دارم که شادیت حالا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • هلنا

    0

    کلاه آفتابگیر و ماتیک سرخ و موی فرفری نشون میده آریا رو بوسید گذاشت کنار

    ۲ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    ممنون نگاه پر دقتی که دارید 🙏🥰❤️

    ۲ ماه پیش
  • میم

    2

    عروسی کی میرن با این قیافه پنگوئنیش این راه دور چطور می تونه،چقدرم خوشحال بود انگار نه انگار آریایی نیست 😮🙏🏻

    ۲ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    عزیزمممم 😁❤️ بلاخره احساس شما با آریا چطوره😁

    ۲ ماه پیش
  • میم

    2

    بحث احساس من نیست،اون خداحافظی هندی که راه انداخته بود،اونجور که ادعای عاشقی می کرد،فکر می کردم حالا حالاها نتونه لبخندم بزنه،اصلا شاید افسردگی بگیره از کمبود آریا ولی انگار اشتباه می کردم همش حرف بود،خوش و خرم داره میره عروسی😮من وقتی آرایش و سرخوشیشو خوندم🤭

    ۲ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    عزیزمم ❤️😊 خوب چند ماه گذشته از اون تاریخ لاوین چهار ماهه حامله بود الان نه ماهشه پنج ماه گذشته قشنگم خدای ناکرده کسی فوت میکنه خانواده اش بعد یکی دو ماه دیگه تقریبا برمی گردن به زندگی عادیشون میگن و می خندن و حرف میزنن و روال عادی زندگی رو دارن. اینکه دیگه یه فاصله ی چند وقته ی توافقیه بین زن و

    ۲ ماه پیش
  • میم

    3

    فعلا اومده خونه باباش تا بچه دنیا نیاد فکر نکنم بتونن طلاق بگیرن 🤔

    ۲ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    بله ممکن نیست طلاق ❤️👌

    ۲ ماه پیش
  • لیلا

    4

    عروسی کیه؟ ژیوار کجاست؟ آریا چی شد؟ لیدا جان بیا بقیه رو بنویس 😳🥺🥺🥺🥺🥺

    ۲ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    پارت جدید همه چیز مشخص میشه قشنگم

    ۲ ماه پیش
  • لیلا

    4

    پس آریا چی شد؟ جدا شدن؟؟؟؟؟ داره بچه رو زایمان میکنه خونه باباش😱😱😱 آخر جدا شدن 🥹🥹🥹🥹🥹

    ۲ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    یکم صبر داشته باشید قشنگم 😁❤️

    ۲ ماه پیش
  • زهرا سادات

    3

    وااااای حالا تا فردا چجوری صبر کنم چقدر چقدر چقدر چقدر دوست داشتم این پارتو

    ۲ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    😘❤️

    ۲ ماه پیش
  • زهرا سادات

    3

    لاوین فکر میکنه بدبخته هیچم اینطور نیست خوشبختی از این بیشتر بابا و برادر داشته باشی مثل پروانه دورت بگردن قلبم رفت واسه رابطه ی صمیمی شون سهیل جیگره ماههههه ماه

    ۲ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    عزیزممممم ❤️❤️❤️

    ۲ ماه پیش
  • زهرا سادات

    3

    اوخیییی ذوق کردم پارت دوباره گذاشتید الان دیدم 🤩❤️ 🔥

    ۲ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    نوش نگاه قشنگتون گلمممم

    ۲ ماه پیش
کپی شد!