پارت نود و نهم :

شیر آمده به لانه‌ی خط، قمار سکه را کیسان برده که مهمان کلبه شده بودند؛ او که نگاهش با همه خنکای دویده به جانش غرق تب، چکیدن نم از نوک موهای نازنین که طره‌هایی روی صورتش چسبیده بودند را نگریست سپس مردمک دوانده تا چرخش چشمانش در کلبه که هرازگاهی نگاهی دزدکی نثارش می‌کرد، سینه‌اش را آزار داد از خفگی تا بتواند آهنگ نفس‌های تند نازنین را بشنود و بعد؛ در دل معترف شد به زیبایی هزاربرابر غنچ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • maca..

    0

    شینگیلی نانای نانای 🤗😝🥳🥳

    ۳ ماه پیش
  • زهرا

    0

    دست و جیغ و هوراا بلاخرهه😂😍😍✨️

    ۴ ماه پیش
  • زهرا

    0

    دست و جیغ و هوراا بلاخرهه😂😍😍✨️

    ۴ ماه پیش
  • زهرا

    0

    دست و جیغ و هوراا بلاخرهه😂😍😍✨️

    ۴ ماه پیش
  • دیانا

    0

    😍😍💜💜💫💫💜💫💜💜❣❣💋💋❣❣جییغغ

    ۴ ماه پیش
  • دیانا

    0

    😍😍💜💜💫💫💜💫💜💜❣❣💋💋❣❣جییغغ

    ۴ ماه پیش
  • محیا

    0

    واییییییییییی خدا بالاخره نازنین رام کیسان شددارم قش و ضعف میرم هم جیغ هم کل داره این با هم شدن

    ۴ ماه پیش
  • محیا

    0

    واییییییییییی خدا بالاخره نازنین رام کیسان شددارم قش و ضعف میرم هم جیغ هم کل داره این با هم شدن

    ۴ ماه پیش
  • محیا

    0

    واییییییییییی خدا بالاخره نازنین رام کیسان شددارم قش و ضعف میرم هم جیغ هم کل داره این با هم شدن

    ۴ ماه پیش
  • افسون

    0

    از پارت زیبات و دلنوشته های عاشقانه ت همه و همه یک چیز و فریاد میزنه اونم همون عشق مقدسی که خدا خالقش بوده و هست پاک وبدون تفسیر 🤗 در زیر آسمان کبود یک بال و دو تا مجنون دادندپر به پر هم عزیزم دمت گرم خیلی عالی کلماتت قلبها رو بیدار کرد ممنونم🥰

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    خیلی خوشحال شدم با این پیامت عزیزم🤍

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه

    0

    اون قسمتی که کیسان سجده می کنه منو یه لحظه یاد این اهنگه انداخت: "اهل کدوم دیاری،کجا تو خونه داری،که قبله گاهم همونجاست،هرجا که پا میذاری"

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    وای آرهTT

    ۴ ماه پیش
  • asma

    0

    باید به مردانگی کیسان آفرین گفت با این ابراز عشق

    ۴ ماه پیش
  • اسرا

    0

    شعرهای که اززبان کیسان گفته من یادشعرهای منوچهرمیندازه🙏

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    متوجه نشدم منظورت دقیقا کیه

    ۴ ماه پیش
  • معصومه

    0

    مهدیه یه چیزی میگم... تو قلمت جادو داره جدی؛ عاشقانه هات جادویین، کلماتت همه شون جادویین، یعنی من خودم هربار که میخونم طلسم میشم رسمااااا، انقد بی نظیر مینویسی که گاهی هر پارت و دوبار میخونم، این پارتم از اوناییه که نشستم کامنت میذارم تا بعدش باز برم برا صدمین بااااار بخونمشششش😭✨

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    داری با من شوخی میکنی که اینجوری دل میبری؟😭✨

    ۴ ماه پیش
  • معصومه

    1

    درد و بلای کیسان بخوره تو سر صامتتتت؛ اون ادعا داشت و داره متاسفانه که عاشق نازنینه، کیسانم عاشقه... چقدر بین عشق با عشق فرقه! مودم الان به صامت اینجوریه که... میخوای نازنین و بدست بیاری؟ هه موفق باشی😎😂💅 به تلافی اون ماجرای بوسه که برای کیسان گفته بود کاش خبر امشب نازسان به گوشش میرسید، میسوختا😂

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    کیسان عشق رو معنی میکنه، صامت از برچسبش استفاده میکنه..

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️