پارت دویست و سی و هفتم :

چیزی حدود ۲۰ تا ۳۰ تا روستا درگیر ماجرا شده بودند. واقعا جای تاسف داشت که اهالی که سال‌ها اونجا زندگی می‌کردن، شک نکرده بودن. مادرت فهمید که این‌ها میان به اسم اینکه دختر بچه‌ها نحس هستند و این که اولین بچه‌اش دختر باشه باعث نحسی میشه و زمین کشاورزیش از بین میره، دخترها رو از بین می‌بردن. البته این ظاهر امر بود. در باطن این‌ها بچه‌ها رو ‌بردن و معلوم نبود که چه سرنوشتی در مورد اون بچÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️