پارت دویست و سی و هشتم :

خان عملاً گل ناز رو هم دور زده بود و اون شب تو اون مهمونی بعد از اینکه گل ناز با خان رابطه برقرار می‌کنه، خان رو می‌کشه. فکر کن چقدر این زن باید کثیف باشه که وقتی می‌بینه که نمی‌تونه از عهده خان بر بیاد و خان قراره همه چیز رو به آرش بده دست به یه همچین کاری می‌زنه.

- دوربین ها.

سری به معنای تاسف تکان می‌دهی.

- یه خدمتکاری اونجا کار می‌کرد که در اصل داشت برای داوین کاØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطی

    0

    سلام بانو جان ممنون رمان روان وملایمی بود امیدوارم رمان های بعدی رو هم بتوانم بخوانم 🥰

    ۴ ماه پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    نوش نگاهت عزیزم. ممنون از همراهی شما. باعث افتخار است‌که همراه من هستین در خواندن رمانهام

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️