پارت هشتاد و ششم :

گوشه‌ی لب مسیح تکان خورد. این دقیقاً اخلاق پولاد بود. سال‌ها رفاقت باعث شده بود بعضی سؤال‌ها دیگر احتیاج به سلام و احوالپرسی نداشته باشند. بعضی آدم‌ها اول احوالت را می‌پرسند. بعضی‌ها اما قبل از آنکه چیزی بگویی، حالَت را می‌فهمند:
- سلام آقا پولادِ مودب.
پولاد صندلی کنار کانتر را عقب کشید و نشست:
- جواب سؤال منو بده.
مسیح سرش را کمی عقب برد. نگاهش لحظه‌ای روی باران پشت شیشه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Aysan

    0

    واقعاااا نیاز دارم یکی مثل پولاد دوستم باشه😭😂 ولی احساس نمیکنم حنا چیز بدی گفته باشه🤔😂

    ۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😂😔 پولاد عشق تیم ما

    ۲ ماه پیش
  • Aysan

    0

    خب من بالاخره موفق شدم برسم بهتون💪🏻😂 وای رابطشون بی انداااازه قشنگه😭😂

    ۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    وای ایسان عاشقتم دختر ندیده و نشناخته 🤍🤍🤍😎 مرسی که همه‌شو خوندی و تا تونستی کامنت گذاشتی 🫂🫂

    ۲ ماه پیش
  • آوا

    0

    حنا تو میتونستی یه شب قشنگ واسش بسازی ولی بنطر میاد خرابش کردی🤣

    ۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😂😔 شب قشنگشونو ندیدی پس...

    ۲ ماه پیش
  • آوا

    0

    حنا این همه پولاد بچه رو سرپا کرد، پنچرش کردی با پیام سومت. خدا میدونه چی گفتی

    ۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    هرچی پولاد کاشت حنا برداشت 💔💔

    ۲ ماه پیش
  • آوا

    0

    آدم یک رفیق مثل پولاد داشته باشه غم ندارررره

    ۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    مگه نداری؟ 🤨

    ۲ ماه پیش
  • آوا

    0

    اخی مسیح داری میمیری

    ۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    لباس سیاهتو خریدی؟

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    رابطشونو دوست دارم ساده و نرم و خاص،اینا خیلی قشنگن امیدوارم رابطشون تا پای دار پایدار بمونه😅

    ۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    تا پای دار پایدار... قشنگ بود منم امیدوارمم 😂

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    یادمه نسترن گفته بودی نارس از اون رماناست قراره کلی گریه کنین ولی بعدش از پایانش لبخند میزنین و می دونم اگه قراره بابت بیماری مسیح گریه کنیم و ناراحت باشیم وقتی اون لبخند رو میزنیم میگم اون گریه ها ارزش داشت

    ۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    ترنم نمی‌دونم سریال آقای پلانکتون رو دیدی یانه... ولی میتونم بگم گیلاس‌های نارس با اون هم‌وایبن... دقیقا از همون چیزایی که شاید موقع تموم شدنش نیاز به یه نفس عمیق و بغضی داشته باشین... و تا چندوقت یه گوشه از قلبتون بمونه... امیدوارم همینطور که میخوام بشه و به یادتون موندگار 🤍🫂

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    باور نکردنیه اون ما...که حنا نوشته من در همون لحظه مازیار به ذهنم اومد،مازیار چیکار کرده؟خواستگاری کرده؟

    ۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😂😔 نه بابا مازیار بچه‌م...

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    من که دلم پلو کباب خواست باید به پولاد بگم منو هم ببره اونجا دلم خواست

    ۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    پولاد: چشم خانمم روی جفت چشمام 😂

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    چقد خوبه یه نفرو داشته باشی سعی کنه با چیزای خیلی کوچیک بخندونتت و برای چند دقیقه هم شده حواست پرت بشه از انرژی منفی ها

    ۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    با پولاد بمانید، با پولاد حال کنید 😎

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    من از بابت مسیح ناراحت بودم ولی حضور پولاد تو این پارت باعث شد منم لبخندی از ته دل بزنم

    ۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    وای ترنم فکرکنم حتی موقع ختم مسیح اگر پولاد باشه و حرف بزنه تو حال کنی و توشحال بشیی 🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • آوا

    0

    حنا این همه پولاد بچه رو سرپا کرد، پنچرش کردی با پیام سومت. خدا میدونه چی گفتی

    ۲ ماه پیش
  • راز

    0

    والا نمیدونم نه تو رو خدا بزار رابطشون همینجوری نرم و آروم و قشنگ باشه

    ۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    راستش خود منم عاشق اون لحظه‌های ساده و قشنگ بینشونم ولی خب... 😂😂😂

    ۲ ماه پیش
  • راز

    0

    رمان خیلی قشنگ و آرومه از اون چیزایی هست ک وقتی نگاش میکنی قلب ادم رو آروم میکنه

    ۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    خوشحالم که حنا، مسیح، پولاد و بقیه تونستن یه گوشه کوچیک از دلت رو مال خودشون کنن 🫠🫠🤍 ممنونم که این‌قدر با محبت و همراهی... 🍒🍒

    ۲ ماه پیش
کپی شد!