گیلاس های نارس به قلم نسترن جوانمرد
پارت هشتاد و ششم :
گوشهی لب مسیح تکان خورد. این دقیقاً اخلاق پولاد بود. سالها رفاقت باعث شده بود بعضی سؤالها دیگر احتیاج به سلام و احوالپرسی نداشته باشند. بعضی آدمها اول احوالت را میپرسند. بعضیها اما قبل از آنکه چیزی بگویی، حالَت را میفهمند:
- سلام آقا پولادِ مودب.
پولاد صندلی کنار کانتر را عقب کشید و نشست:
- جواب سؤال منو بده.
مسیح سرش را کمی عقب برد. نگاهش لحظهای روی باران پشت شیشه
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟
سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارتهاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمانهای كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.
فن مسیح و حنا
0دلم پلوکباب همراه با پولاد خواست یعنی حنا چیکار کرده؟
۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
پلوکباب با پولاد یه چیز دیگهست کلا 😁😁
۴ هفته پیشفن مسیح و حنا
0مسیح هم در رفاقت هم در عشق خوش شانسه
۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
خوش به حاالش
۴ هفته پیشAysan
0واقعاااا نیاز دارم یکی مثل پولاد دوستم باشه😭😂 ولی احساس نمیکنم حنا چیز بدی گفته باشه🤔😂
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😂😔 پولاد عشق تیم ما
۳ ماه پیشAysan
0خب من بالاخره موفق شدم برسم بهتون💪🏻😂 وای رابطشون بی انداااازه قشنگه😭😂
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
وای ایسان عاشقتم دختر ندیده و نشناخته 🤍🤍🤍😎 مرسی که همهشو خوندی و تا تونستی کامنت گذاشتی 🫂🫂
۳ ماه پیشآوا
0حنا تو میتونستی یه شب قشنگ واسش بسازی ولی بنطر میاد خرابش کردی🤣
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😂😔 شب قشنگشونو ندیدی پس...
۳ ماه پیشآوا
0حنا این همه پولاد بچه رو سرپا کرد، پنچرش کردی با پیام سومت. خدا میدونه چی گفتی
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
هرچی پولاد کاشت حنا برداشت 💔💔
۳ ماه پیشآوا
0آدم یک رفیق مثل پولاد داشته باشه غم ندارررره
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
مگه نداری؟ 🤨
۳ ماه پیشآوا
0اخی مسیح داری میمیری
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
لباس سیاهتو خریدی؟
۳ ماه پیشترنم
0رابطشونو دوست دارم ساده و نرم و خاص،اینا خیلی قشنگن امیدوارم رابطشون تا پای دار پایدار بمونه😅
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
تا پای دار پایدار... قشنگ بود منم امیدوارمم 😂
۳ ماه پیشترنم
0یادمه نسترن گفته بودی نارس از اون رماناست قراره کلی گریه کنین ولی بعدش از پایانش لبخند میزنین و می دونم اگه قراره بابت بیماری مسیح گریه کنیم و ناراحت باشیم وقتی اون لبخند رو میزنیم میگم اون گریه ها ارزش داشت
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
ترنم نمیدونم سریال آقای پلانکتون رو دیدی یانه... ولی میتونم بگم گیلاسهای نارس با اون هموایبن... دقیقا از همون چیزایی که شاید موقع تموم شدنش نیاز به یه نفس عمیق و بغضی داشته باشین... و تا چندوقت یه گوشه از قلبتون بمونه... امیدوارم همینطور که میخوام بشه و به یادتون موندگار 🤍🫂
۳ ماه پیشترنم
0باور نکردنیه اون ما...که حنا نوشته من در همون لحظه مازیار به ذهنم اومد،مازیار چیکار کرده؟خواستگاری کرده؟
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😂😔 نه بابا مازیار بچهم...
۳ ماه پیشترنم
0من که دلم پلو کباب خواست باید به پولاد بگم منو هم ببره اونجا دلم خواست
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
پولاد: چشم خانمم روی جفت چشمام 😂
۳ ماه پیشترنم
0چقد خوبه یه نفرو داشته باشی سعی کنه با چیزای خیلی کوچیک بخندونتت و برای چند دقیقه هم شده حواست پرت بشه از انرژی منفی ها
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
با پولاد بمانید، با پولاد حال کنید 😎
۳ ماه پیشترنم
0من از بابت مسیح ناراحت بودم ولی حضور پولاد تو این پارت باعث شد منم لبخندی از ته دل بزنم
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
وای ترنم فکرکنم حتی موقع ختم مسیح اگر پولاد باشه و حرف بزنه تو حال کنی و توشحال بشیی 🤣🤣
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نفس
0نقش پولاد و حنا خیلی خوبه