گیلاس های نارس به قلم نسترن جوانمرد
پارت هشتاد و پنجم :
سالن انتظار تقریباً ساکت بود. بوی چوبِ خیس و جنگل در فضا میپیچید و موسیقی بیکلام آرامی از بلندگوها پخش میشد. روی یکی از مبلهای سفید نشسته بود؛ پا روی پا انداخته و پوشهی زردرنگی را میان دستهایش جابهجا میکرد. نگاهش چند ثانیه روی ساعتِ دیوار ماند. عقربهها آرام جلو میرفتند، اما برای او انگار زمان کش میآمد. مثل همیشه از مطب و بیمارستان خوشش نمیآمد. دیوارهای سفید، بوی مواد
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟
سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارتهاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمانهای كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
منو ببخش 🫠
۴ روز پیشZoha
0توطئه چینی پونه کافی نبود حالا بیماری قلبی مسیح هم بهش اضافه شد؟! بیچاره حنا🥲
۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
بیماری مسیح... درد بیدرمان! 💔💔
۱ ماه پیشافسون
0همیشه و همیشه زمانی که نمیخواهی که باشی یک تلنگر یه نگاه یه حس بهت القا میکنه و بعد درست زمانی که پیداش میکنی اون چه که باید براش باشی و آرام بگیری و نفس بکشی و ازت دریغ میکنه و وقتت به پایان میرسه خیلی بده جمله ی معروف و چه زود دیر می شود 😵🥺
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
برای همین بعضی حسرتها هیچوقت کامل از دل آدم بیرون نمیرن 🥲🤍
۲ ماه پیشترنم
0اینا خیلی قشنگن کنارهم عشقشون خیلی خاصه قلبم میشکنه اتفاقی برا مسیح بیفته
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
🥲🥲 من که از خدامه
۲ ماه پیشترنم
0نههههه نسترن برا مسیح اتفاقی میفته حنا گناه دارههههه💔
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
هعییییییی
۲ ماه پیشترنم
0حنا تازه آدمشو پیدا کرده بعد از باباش مسیحه که حالشو خوب کرده نباید از دستش بده
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
دلش میگیره اگر بره
۲ ماه پیشترنم
0حال عجیبی دارم خیلی ناراحتم بیماری مسیح چیه؟شایدم میدونم و دلم نمیخواد اسمشو بیارم
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
همه میدونیم اما دلمون نمیخواد که بدونیم
۲ ماه پیشستاره
0مام همینامیگیم دکترچی گفت این بی رحمی حالاحنادرم مسیحه،مسیح عاشق شدهومیخنده
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
امان از عاشقی...
۲ ماه پیشفخری
0نه تورا خدا مسیح طوریش نباشه من خیلی غصه می خورم. دستم به دامنت نسترن جون.قلم بسیار بسیار بسیار زیبات مانا💕💕💕💕💕💕💕💕💕
۲ ماه پیشذهن نویسنده
0سلام من از ذهن نویسنده میام، نگران نباش زود به آرامش میرسه و روحش آرام میگیره
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😂😂😂 عالیه کامنت برتر
۲ ماه پیشزهرا
1مسیح هیچیش نمیشه من جای نویسنده به همه قول میدم مگه میشه یه پسر به این گلی رو از ما بگیره نسرین جون ،🙏💯👌🌱💗😘🥰
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
ما قولی نمیدیم که نتونیم نگهش داریم زهراجون 😭😂🤍
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
هعی فخری جون که مسیح چیزیش هست... و ایشالله که خیره 😭🤍
۲ ماه پیشآوا
0دمت گرم نویسنده جون 🤍🧘🏻 ♀️ ساختی روزمو با قلمت
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
جوون، بخورمت خام خام دخترخانمم 🤍🫂
۲ ماه پیشآوا
0مسیح انتخاب کن، حلوا یا خرما؟
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
بهش حال میدیم اصلا... از این خرماها که لای حلواست 😎😂
۲ ماه پیشآوا
0باهم اماده شید بریم قبر مسیح رو بکنیم
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
با من آماده شید مقدمات مرگ مسیحو بچینیم 🥰🥰
۲ ماه پیشآوا
0همه باهم رو به مسیح: خدااحاافظظط خداحافظظظظظظ
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
روبه دوربین بلند تر... خدااااحااافففظظ خدااااحااااافففظظظظ 🙏🏼🙏🏼😭
۲ ماه پیشفن مسیح و حنا
0این دوتا با کلی بدبختی کنار هم موندن آخرش باید قشنگ باشه حنا بفهمه دق میکنه وای فقدم پولاد میدونهه 😓😓😓😓
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
آخر همه چیز قشنگه بهت قول میدم 🫂🫂
۲ ماه پیشفن مسیح و حنا
0حنا بعد باباش دیگه طاقت از دست دادن این یکیو نداره... اصلا مگه میشه مسیح طوریش بشه حقش اینرنیست اصلا خواهش میکنم 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
دلم خونه براشون 😭💔
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Hani
0مریضی مسیح دیگه نامردی بود نویسنده ی عزیز