طاق فلک به قلم مهدیه سجده
پارت صد و بیست و یک :
نیکداد آهسته و با صدای بم شدهاش، زمزمه میکند:
- مهناز نکن، دست از سرم بردار جلو شوهرت زشته...من دنبال شر نمیگردم. میرم گورمو گم میکنم تو هم بچسب به زندگیت!
میان جملهاش حرص و تندخویی فریاد میزند، نگاه سرخ و خون انداختهاظ پر از خشم و عصبانیت است؛ اما مهناز لب میزند:
- اگر میخواستی دست از سرت بردارم نمیومدی اینجا دیوونه بازی در بیاری...شوهرمم نیازی نداره الان با خودش فک
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهدیه سجده | نویسنده رمان
اره اینجور مواقع فقط مهماز حریفشه
۲ ماه پیشم
2الان برایدچی اومده،نکنه بخواد تمومش کنه 🙏🏻
۲ ماه پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
دقیقا😔
۲ ماه پیشفاطمه
2حسم میگه قراره نیکداد با یونس برخورد داشته باشه فقط نمیدونم اترا چی میشه این وسط
۲ ماه پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
به مرور مشخص میشه
۲ ماه پیشدنیا
2مهناز هم شده مثل شیوا انگار باز میهواد با این توجهاتش جلوی شوهرش برای نیکداد دردسر درست کنه😡😡
۲ ماه پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
نه مهناز فرق داره حریم ها رو متوجه تیت اما شباهت خودش با نیکداد باعث شده از کمک بهش دست نکشه چون تنهایشس رو درک میکنه
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

دنیا
0باز خوبه مهناز به دادش رسید وگرنه بلایی سر خودش میاورد دیوونه شد حقم داره