پارت چهارده :

جوری سرخوش به آهنگ همخوانی میکرد که انگار روی ابرا بود. وقتی آهنگ تمام شد. دستش را به سمت ضبط برد و گفت:
- خیلی قشنگه آهنگش بذار دوباره بذارم
با اخم نگاهش کردم
- صداش تمرکزم رو بهم میزنه
- میخوای بجاش خودم بخونم برات؟
کاش میتوانستم بگویم اصلاً خواندن و همخوانی تو دارد نفسم را میگیرد.
پای سرکشم هم مدام روی پدال گاز و ترمز لرزش داشت و بارها ماشین ریپ زد و یا خاموش شد.
توی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    0

    خیلی بدجنسن اونایی که علی رغم خودت ،به خودشون وابسته ات میکنن بعد تنهات میذارن

    ۲ هفته پیش
  • آرزو شریفی | نویسنده رمان

    دقیقا... و تو بین این تضاد گیر میکنه و حس میکنی دیگه دوستت نداره

    ۲ هفته پیش
  • فرشته

    0

    بی صبرانه منتظر ادامه ی این رمان هستم😍❤️

    ۱ ماه پیش
  • آرزو شریفی | نویسنده رمان

    ای جانم

    ۴ هفته پیش
  • فرشته

    0

    رمانی بی نظیر و جذاب😍❤️

    ۱ ماه پیش
کپی شد!