پارت سی و هشتم :

تو حال خودم بودم که آرس صدام زد.
برگشتم سمتش و آروم گفتم:
- جانم؟
فکر کنم خوشش اومد چون لبخند کوچیکی اومد روی صورتش.
یکم این پا و اون پا کرد و بعد گفت:
- می‌خوام یه چیزی بهت بگم، می‌دونم وقت درستی برای گفتنش نیست اما نمی‌تونم صبر کنم تا یه روز خوب بیاد و بعد بگم، در واقع حتی نمی‌دونم که قراره روز خوبی بیاد یا نه!
یکم کنجکاو شدم.
- چیشده آرِس؟
نفس عمیقی کشید و گفت:

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کاتالینا در رمان فرار آزادی کاتالینا
تصویر شخصیت ویل در رمان فرار آزادی ویل
تصویر شخصیت آر‌ِس در رمان فرار آزادی آر‌ِس
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • گندم

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😔

    ۲ هفته پیش
  • ترنم

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    الهی آمین

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    ای بابا😔🤣

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😁😭

    ۲ ماه پیش
  • نیلی

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😭

    ۲ ماه پیش
  • tannaz

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    👈🏻👉🏻

    ۲ ماه پیش
  • ملکه ی دلقک

    2

    ریس پدر ایکسِ مادر کوسه ! تصور میکنم اون روزیو که کاتا میله ی داغو میکنه توت ☺️ تو گوشت البته ... باید مرگ دردناکی داشته باشی . ایشالا با یه گله مرد بفرستنت خونه خالی ، زجر بکشی ! ایشالا اون یه گله مرد بور باشن... ایشالا از همه طرف عاها 😂🤌🏻 کاش میشد با پوست کن پوست سرشو بکنیم ...

    ۲ ماه پیش
  • ملکه ی دلقک

    1

    البته بعد از اینکه موهای درازشو سوزوندیم و با مدچین ، باقی مونده هاشو کندیم ! و بعد از اینکه با چاقو روی سرش خش انداختیم ... آرس ... گگگگگ😗

    ۲ ماه پیش
  • ملکه ی دلقک

    1

    آها راستی ... ایشالا آرس بزنه به کمرت . ایشالا آرس با دستای خودش سوزن زیر ناخونت فرو کنه ... (ری زا تاثیرات منفی داری میزاری روم...خیلی شرور شدم)

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    وا مگه چیکار کردم؟ بچه به این خوبی😔

    ۲ ماه پیش
  • ملکه ی دلقک

    1

    نه باباااا ....با تو نیستم که😬🎀 ریس مادر ناناص و میگم ... تو اون پرانتزه با تو بودم فقط 🤣🛐

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    اهاااا🤣😔

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    بعد به من میگن افکارت خطرناکه، مخاطبامو‌ هنوز ندیدن😔☺️

    ۲ ماه پیش
  • ملکه ی دلقک

    1

    بگم( لطف داری) به عنوان قاتل روانی دستگیرم نمیکنن؟😊🔪

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    نمی‌دونم(بنظرت منو بابت نوشتن همچین چیزایی دستگیر نمی‌کنن؟)☺️🔪

    ۲ ماه پیش
  • ملکه ی دلقک

    1

    فعععععععک نعکنممممممممم😐😐شاید

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😔

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    حالا چرا مرد بورررر؟

    ۲ ماه پیش
  • ملکه ی دلقک

    1

    چمیدونم بابا ... یدفه اومد 😗💆😂😂

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    البته مطمئنم تو خوشت میاد، بچه ماتحتی😭

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😭😭😭

    ۲ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    امیدوارم بیوفتی سگا *** ات کنن البته این ایده که گیر یه دو سه تا آدم بیوفتی اونام تا انتها فرو کنن داخلت گزینه خوبی به نظر میاد من میتونم جور کنم😔

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    عالیه😔

    ۲ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    امیدوارم یه میله داغ تا دسته بره تو حلقت وای.. امیدوارم بندازنت تو چرخ گوشت زنده زنده چرخ شیی خفه شی بمیری اون تار های موهات تک تک کنده شه

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    تو حلق فقط🙏🏻😔

    ۲ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    چقدر آشغاله وای، اون بچه کلا چهارده سالشه چقدر این نفرت انگیزن😭

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    خیلیییییی😭

    ۲ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    مرتیکه عبدل آباادی، میشه این یکی بغد از تا حد مرگ شکنجه شدن بمیره؟ این مرگ راحت براش موهبته😭

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😭😭😭

    ۲ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    منم، منم😭

    ۲ ماه پیش
  • ملکه دلقک

    0

    و یه تشکر از نویسنده ی عزیزمون که خیلی به تهدیدم و پره پره کردن خودم توجه کرد و ویل و کاتا رفتن تو رابطه ... البته اشکالی نیس آرسم بدددد نی💆(مدیونید فکر کنید این آخریا رو آرس کراش بودم) (واکنش دختر آرس وقتی بفهمه مامان دار شده به عبارتی:🙁😬🙂🔪)

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    خواهش می‌کنم عشقممم🤣🤣🤣😭😭😭

    ۲ ماه پیش
  • ملکه ی دلقک

    0

    ریس عزیزم ... امیدوارم اونجات با ساطور تیکه تیکه شه و بادکنکات به رحمت الهی برن . امیدوارم در روز و حتی در زمان مرگ انگشت کوچیکت به طرز ناگواری به یه جایی بخوره تا بَمیری. امیدوارم لحظه ی مرگ پر تنش و پر دردی داشته باشی . کاش میشد یا بطری شکسته رو تا ته تو حلقومت فرو کنم و شاهد ناله های بلندت بشم ☺️

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    ته حلقوم😔☺️

    ۲ ماه پیش
کپی شد!