پارت سی و هفتم :

دوباره تو اون خونه خرابه وسط قبرستون نشسته بودیم.
تنها پناه امنمون!
من از ویل توضیح نخواسته بودم اما خودش تعریف کرد چجوری پیدام کرده.
از طریق لوکاس و آرس فهمیده بود من پیش رافائلم و بعد به کمک یکی از نگهبانای قدیمی خونه توماس که رابطه خوبی باهاش داشته آدرس خونه رافائل و اینکه ما امشب به اون پارک رفته بودیم رو فهمیده بود.
وقتی داشتیم از میون قبرها رد می‌شدیم، به این فکر می‌ک

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کاتالینا در رمان فرار آزادی کاتالینا
تصویر شخصیت ویل در رمان فرار آزادی ویل
تصویر شخصیت آر‌ِس در رمان فرار آزادی آر‌ِس
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نیلا

    1

    اسم آهنگ چیه؟ 😭

    ۱ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    Fourth Of July

    ۱ ماه پیش
  • نیلا

    0

    راستی شنیده بودمش، مرسیی🪷

    ۱ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    💋💋💋

    ۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    نکنه دوست دختر قبلی ویل یعنی رامونا برگشته که اخماش تو همه؟

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    🤷🏻‍♀️

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😈

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    من رو ابرام قشنگ،کاتالینایی که از لمس بدش میومد ولی تو بغل آرس بود 😭😭

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    دیدیییییی😭

    ۲ ماه پیش
  • tannaz

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • tannaz

    0

    الان این *** رو برا چی سانسور کرد؟ برنانه عزیز ماذا فازا؟

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    والا😑

    ۲ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    این ویل تهش یکم دردسر درست میکنه مشخصه قشنگ😔

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😔

    ۲ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    اوه اوه جااان ریس عوضی کارش داره تموم میشهه عزیزم خودتو آماده کن هیجان زده نشی عزرائیلت بانو کاتا و انقدر خوشگله😔

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    خانومی🛐

    ۲ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    دیگو جانممم...داری پسر بدی میشیا مامان حواسم بهت هست یکم بی ادب شدی😔

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    باید تربیتش کنی😔

    ۲ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    کاتا از لمس بدش میاد ولی تو بغل آرس حتی خوابش بردههه نانااااا😭✨

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😭😭😭😭

    ۲ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    آرس قشنگم...چقدر تو خوبی آخه پسر😭

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😭😂

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    خیلی عالی بود ممنون خسته نباشید واقعا زیبا بود این پارت

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    💋💋💋

    ۲ ماه پیش
  • نیلو

    1

    کاتالینا عزیزم😭💔

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😭💔

    ۲ ماه پیش
  • افسون

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😭😭😭

    ۲ ماه پیش
کپی شد!