رس به قلم آرزو مهاجر
پارت پنجاه و هفتم :
روی قبر را خواند: آنجلا فروزنده. برادرزاده ی فروزندهست؟
علیرام سرش را به نشانه ی بله تکان داد. رامونا به تاریخ تولد و در گذشت او نگاه کرد و گفت: هفت ساله.
ـ دختر خوبی بود.
ـ چرا اینجا دفنش کردن؟
ـ اینجا قبرستون خونوادگی فروزندههاست.
و با دست اشاره کرد به قبرهای دیگری که عقبتر و اغلب با نام خانوادگی فروزنده آن حوالی دفن بودند. قبرهایی که سنگ قبرهای ایستاده و کج و کول
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
فرشته
0شاهکاری به یاد ماندنی و بی نظیر❤️
۱ ماه پیشملکه ی دلقک
4مگه میشه اینهمه اتفاق که میوفته فروزنده نفهمه یه جای کار میلنگه؟ نمفهمه الان استخر اینشکلی شده؟عروسکا بهش خبر نمیدن که رامونا و دوستاش و توی قلعه دیدن؟یا میدونه؟اگه میدونه چرا جلوشونو نمیگیره؟
۱ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
سوال خیلی خوب و مرموزیه....💀
۱ ماه پیشراحیل
0تنها رمان انلاینی هس ک میخونم . رمان قشنگه ولی پارتگزاری ب هردلیلی دیر ب دیرمیاد من برابقیه رمان ها وقتم روهدرنمیدم روتایم پارت گزاری . همین رومیتون هزینه دارش کن ک نیازب این همه تایم برایک صفحه خوندن نباشه . واقعاوقت گیره جدازاین رمان .
۱ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
سلام دوست خوبم. 🌹 رمان روزهای مشخصی برای پارت گذاری داره و ساعت مشخص. 🌹
۱ ماه پیشراحیل
0رمان قابل پیش بینی نیست
۱ ماه پیشنشمین
1خیلی قشنگ بود .نمیدونم چرا حسم ب سپیده ی جوریه آخه این همه خوبی با هم نمیشه ی جا کار میلنگه
۱ ماه پیش😊🤔فاطمه
1به نظرم جنازه همون جسد برادر زاده فروزنده هست باید اونو از قبر در بیارن که اون قبرستان شیطانی نابود بشه
۱ ماه پیشZ.k
0چقدر این علیرام با مرام به رامونا میاد کاش هردو باهم برگردن و زندگی عاشقانه خالصانه شون شروع کن. خیلی عالی بود بانو جان😍
۱ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
خیلی میان بهم😍
۱ ماه پیشمهسا
0همش احساس میکنم رمان قراره غم انگیز بشه
۱ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
اگه منظورت به پایانشه من پایان غمگین توی هیچ کدوم از کتابام نمی نویسم❤️
۱ ماه پیشنیلوفر آبی
0عالی بود منون خسته نباشید واقعا زیبا بود این پارت
۱ ماه پیشاژدهای سرخ
0به به، واسطه بین عاشق و معشوق. آدم واسه عشق حاضره چه کار های که بکنه♡منون آرزو جانم 💖
۱ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
💝😍
۱ ماه پیشجانا
0احتمالا اجازه صحبت نداره شایدم خودش یه تیکه پازل باشه😢
۱ ماه پیشفاطمه
0علیرام دوست داشتنی. چقدر دوست دارم زودتر جواب معماهای این رمان رو پیدا کنم .
۱ ماه پیشمیم
1کاش یکم بیشتر بهش فکر می کرد،چی درباره سنگ قبرا درست نبود؟🥺🙏🏻❤️
۱ ماه پیشمیم
1فکر کنم علیرام چیزیو پنهان نمی کنه،چیزی یادش نیست از دنیا 🤔
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

طوفان
0زبان حال رامونا با علیرام.. نامزدمو بدین برم دیری دیدی دیرن دین میخوام که قربونش برم دیری دیدی دیرین دین ❤️😂❤️😂❤️😂❤️❤️❤️❤️❤️😂😂