رس به قلم آرزو مهاجر
پارت پنجاه و ششم :
فصل شانزدهم: الهادی ( راهنما)
باورش نمیشد. علیرام همان علامتی را روی گردنش داشت که رامونا و دوستانش داشتند. علامت یک روح زنده! یعنی علیرام هم یک روح واقعی بود؟ نه یک تجسم؟ یعنی علیرام هم در دنیای واقعی خودکشی کرده بود؟ الان توی اغماء بود؟ اینی که جلوی رویش میدید روح علیرام واقعی بود؟
نمیتوانست باور کند. امکان نداشت. امکان نداشت علیرام خودکشی کند. اصلاً شخصیتش این طور نبود! علی
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
فرشته
0چه قدر جذاب می نویسی بانو جانم❤️ دل می بری خب❤️
۱ ماه پیشالناز 🌼
1من همش میدونستم علیرام آدم بدی نیس حالا که فهمیدم اونم روحه مطمئن شدم ولی واسه مرگش ناراحتم
۱ ماه پیشیلداج
1ولی یجا نوشته بود که سپیده موهای رامونا رو شانه کرد و گیس کرد شایدم سپیده خواسته بینه علامتی پشت گردن رامونا هست یانه شاید سپیده یا علیرام قاتلن دست به یکی کردن
۱ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
چه دقتی!
۱ ماه پیشسارا
0خدایا چطور تا فردا طاقت بیارم😭
۱ ماه پیشمریم ن
0داره جالب میشه یو ها ها 👽
۱ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
😈😈😈😈
۱ ماه پیشنیلوفر آبی
0محشر بود منون خسته نباشید
۱ ماه پیشSky
0بنظرم ک.شتن اون عروسک کار علیرام بوده! نمیدونم چرا حس میکنم علیرام شیطانه🙁 انگار توی استوریا به همچین چیزی هم اشاره شده بود اگه اشتباه نکنم.
۱ ماه پیشیاس
1بنظر من علیرام همون قاتله
۱ ماه پیشپگاه
0وای خیلی هیجان انگیز شده،مرسی نویسنده جونم
۱ ماه پیشJolia
0نمیدونم چرا حس کردم علیرام رامونا رو آورده اینجا بلای سرش بیاره .💔
۱ ماه پیشاژدهای سرخ
3چقدر علیرام زقشنگ گفت: هر کاری یه تاوانی داره. ولی اونقدر که خوبی تاوان داره، بدی کردن نداره. منون آرزو 💖
۱ ماه پیشاکرم بانو
4خب مکنه علیرام روح باشه اما خودکشی نکرده باشه،مثلاتصادف،یاضربه به یه نقطه حساس
۱ ماه پیشاسرا
3علیرام خودکشی نکرده فقط یامرده یاتوکماست که داره راه به رامونانشون میده🙏
۱ ماه پیشمیم
1اگه خودکشی کرده بود همراه اینا تو بازی بود نه مقابلشون و بی خبر از همه چیز 🤔🙏🏻
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

طوفان
0عجب سرنخ های جالبی یو ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها 💥💀💀💥💀💀💥