پارت چهل و هشتم :

آسو، درحالی‌که ارده روی نان می‌مالید، زیرچشمی نگاهش کرد و گفت: آخه نور می‌گفت دیشب پریشب صدای جیغ از اتاقت می‌اومد. کابوس دیده بودی.
فرشته جرعه‌ای چای سر کشید و گفت: چیزی نیست. یه‌کم به‌خاطر بابام ذهنم آشفته‌ست.
ـ عذاب‌وجدان نداشته باش. لیاقتش همون‌جاست.
اشتهای فرشته کور شد. لقمه نان را روی میز انداخت و گفت: نگران نباشین. من فردا زمان تحویل اثرمه. می‌رم نقاشیم ر‌و تحویل مÛ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    0

    ماشاالله به سیما،چه زود دست بکارشد. . . حس ششمش هم خوب کارمیکنه البته اگه نازگل لونداده باشه

    ۲ ماه پیش
  • Jolia

    1

    سلام آرزو جان هلگورد کلا چند پارته؟ و هزینه عضویت چقدره؟

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    سلام طولانیه. و برای فهمیدن هزینه درخواست عضویت باید بدین🌹

    ۲ ماه پیش
  • میم

    2

    عحب اصطلاحاتی،واقعا نابغه است آرزو خانم تو ادبیات،حالا خواجه به ده رسان همون فضول خودمونه دیگه؟ 😁🙏🏻

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    آفرین😂💪

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    عالی بی نقص ممنون خسته نباشید واقعا زیبا بود این پارت

    ۲ ماه پیش
  • هانی

    2

    آخه ۵دقیقه کم نیست برای یه پارت ؟من بیشتر میخوام ،نویسنده عزیز لطفا طولانی ترشون کن 😭😭

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    میتونین عضو وی آی پی بشین. وی آی پی ها هرروز پارت دارن

    ۲ ماه پیش
  • فرشته

    1

    عاشق این رمان شاهکارم❤️

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️