هلگورد به قلم آرزو مهاجر
پارت چهل و هفتم :
کیان از او معذرتخواهی کرد و گفت که حالش روبهراه نیست و باید به درمانگاه برود. فرشته او را تا درمانگاه همراهی کرد. کیان بلافاصله زیر سِرُم رفت. فرشته به آسو زنگ زد تا زودتر از ساعت مقرر بهدنبالش بیاید. درحالیکه کنار تخت کیان ایستاده بود در دل با خودش نجوا میکرد: «دیوونۀ زنجیری رو دیدی با بچۀ مردم چیکار کرد؟ دیگه مطمئن بود نقشهاش گرفته و این بدبخت کارش ساخته شده و میآد درمونگاه Ú
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

آرزو مهاجر | نویسنده رمان
روزهای پارت گذاری رایگان و وی آی پی در صفحه اصلی رمان نوشته شده گلم❤️
۲ ماه پیشاکرم بانو
0خانوم مهاجربا مااین کارو نکن،مگه الان میتونم بخوابم،بسم الله
۲ ماه پیشمیم
1دیگه کار زلدا بوده یا نه از همون خونه اون این موجودات نامرئی دنبالش افتادن 🥺
۲ ماه پیشنیلوفر آبی
1حتما کار زلداست لعنتی ممنون پارت زیبایی بود خسته نباشید تشکر فراوان
۲ ماه پیشفرشته
2فرشته، واقعا چه قدر بده آدم شب کابوس ببینه و هی بترسه.. من واقعا درکت می کنم چون تجربه کردم🥺🥺
۳ ماه پیشچمران
0خداقوت .حجم رمان پایین هست لطف کنید وبه مخاطب احترام بگذارید.شما اول به لطف قلم خوب خودتون وبعد باحمایت مخاطب پیشرفت میکنید .🪷
۴ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
سلام دوست عزیز. اگر عضو وی ای پی این رمان هستین که هرروز پارت داریم دیگه. اگر هم نیستین رایگان فقط سه روز در هفته هست با سپاس از شما خواننده گرانقدر ❤️
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

دنیا
0من تا پارت ۵۱ رو رایگان خودم بقیه پارت ها رو هم میشه رایگان خوند؟چه روز هایی پارت هارو میشه رایگان خوند؟