پارت چهل و ششم :

کیان شروع کرد به صحبت کردن. فرشته داشت به صحبت‌های او گوش می‌داد که کمی بعد چشمش تصادفاً به دو تا میز عقب‌تر افتاد و با دیدن هلگورد، که پشت یکی از میز‌ها نشسته و بروبر تماشایشان می‌کرد، چشمانش از تعجب گرد شد. اولش فکر کرد اشتباه می‌بیند و خطای شباهتی است، اما خوب که دقت کرد دید نه، خودِ خودِ ناکسش بود. نیش هلگورد باز شد، گردنش را کج کرد و یک‌بری به فرشته خیره شد. فرشته زیرلب گفت: بر شیط

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!