بازگشت گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت صد و هفتاد و چهارم :
دورهگرد به دیوار تکیه زد.
پاهایش را تکان داد و هر لنگه از کفشِ کهنهاش را به سویی پرت کرد.
ثامر از میان پلکهای نیمه بازش، به شست او که از جوراب سوراخش بیرون زده بود، نیم نگاهی انداخت؛ اما طولی نکشید که پلکهایش روی هم افتادند.
دورهگرد پاهایش را روی همدیگر انداخت.
انگشت کوچکش را در گوشش فرو برد و تند تکانداد.
همزمان روبه ثامر کرد و به انگلیسی پرسید:
-حالت چطوره؟
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
لیلا
2واای خداای منای کاش این جور اتفاقا برا همه بیفته ناممکن ممکن بشه😍😍
۲ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
دقیقا❤️😍🥺
۲ ماه پیشزهرا 🩷
0واایی🫠 ذووقق🥹🥹
۲ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
❤️❤️❤️
۲ ماه پیشزهرا 🩷
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😂😂😂😂
۲ ماه پیشRoghayyeh
1وای خدای من😍مرسی پارت بعدی مطمئنم باشکوه
۳ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😍😍
۳ ماه پیشNiki
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خدارووووشکر
۴ ماه پیشreyni
1مگه پارت بعدی امروز ینی یکشنبه ارسال نمیشه پس چرا زده دو روز دیگه؟ 🫥
۴ ماه پیشپارتا چند روز چندروز
0سلام خانم نویسنده پارتها چندروز چندروزمیزاری خیلی منتظرم بقیش چی میشه ولی ۳ روزه خبری نیس
۴ ماه پیشFatemeh
0روزای یکشنبه و سه شنبه پارت گذاری هست
۴ ماه پیشسمیه
0چراانقددیریرمیزاری اینجوری ک ازخماری میمیریم گلم بفکرمام باش
۴ ماه پیشManiya
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
پری
0عالی بود مرسی از رمان قشنگت 🥹❤️
۴ ماه پیشmona
0احساسم میگه فیلم دلاراست نمیدونم چرا ولی خیلی استرس گرفتم که اون فیلم نباشه 😬
۴ ماه پیشmona
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
mona
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
پریسا
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
rey☆♡
1نیلوفررر جون من امروز پارت میخواماااااا🎀🎀🎀🎀
۴ ماه پیشrey☆♡
0کاش خاج کاری نکنه😕
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Asal
1مثل خل و چل ها شدم واسه چندتا پارت قبل خون گریه کردم الان از اتفاق اوفتاده قهقه میزنم سوپرایزز برسام. برسام چقدر سوپرایز میشه تولد خوش یومنی بود