پارت سیزده :

نزدیکش شدم و لبخندی به رویش پاشیدم. نگاهش را از چشمانم دزدید و پلک‌هایش را بست. طولی نکشید که با پیچیدن بوی بدی در مشامم، متوجه دلیل کارش شدم.
اشکی که از میان مژه‌هایش بیرون جهید، نشانه شرمش بود. بغضی از حال بدش میان گلویم نشست. ساکت و بی هیچ حرفی که خجالت‌زده‌ترش کند، از اتاق خارج شدم تا سراغ عباس بروم.
معمولا این اتفاق نمی‌افتاد. یعنی عباس همیشه سروقت او را به سرویس می‌برد و کا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت غنچه در رمان معشوقه مرداب غنچه
تصویر شخصیت اهورا در رمان معشوقه مرداب اهورا
تصویر شخصیت آرش در رمان معشوقه مرداب آرش
تصویر شخصیت فروغ در رمان معشوقه مرداب فروغ
تصویر شخصیت کامران خان در رمان معشوقه مرداب کامران خان
تصویر شخصیت بهار در رمان معشوقه مرداب بهار
تصویر شخصیت افروز در رمان معشوقه مرداب افروز
تصویر شخصیت مریم در رمان معشوقه مرداب مریم
تصویر شخصیت شیوا در رمان معشوقه مرداب شیوا
تصویر شخصیت پریسا در رمان معشوقه مرداب پریسا
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سادات.۸۲

    1

    من همچنان آرش و دوست دارمم

    ۶ روز پیش
  • سادات.۸۲

    1

    آخ آرش عزیزم 😭

    ۶ روز پیش
  • نفس

    0

    خوشم اومد مرسی عزیزم

    ۱ ماه پیش
  • م

    1

    وای،چقدر گناه داره آرش،اون عمه بی وجدانش دیگه رعایت اونم نکرد چون زبونی نداره بپرسه چه خبره اینجا 😔

    ۱ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    🥲💔

    ۱ ماه پیش
  • ماچیتا

    1

    رمان داره کم کم جالب تر میشه قط منتظرم زودتر اهورا هم بیاد وسط داستان

    ۲ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    نمی تونید حدس بزنید چی قراره پیش بیاد.. من خودم لحظه شماری میکنم برای رسیدن به آینده و اتفاقاتش🧡😍

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    1

    تا اینجا عالی بریم آدمه رمان رو بخونیم تا ببینیم چی پیش میاد👌🌱🙏

    ۲ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    خوشحالم دوست داشتید عزیزم🧡

    ۲ ماه پیش
  • نگار

    1

    چه باحال بود به معنای واقعیه کلمه دلم برا آرش سوخت بیچاره🤧 ولی پارت باحالی بود مرسی💙💙

    ۲ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    ممنون از شما و انرژی خوبتون🧡

    ۲ ماه پیش
  • نگار

    1

    خواهش میکنم عزیزم💙💙

    ۲ ماه پیش
  • نگار

    2

    آن انشالله این آقا آهورا یه نوک پا بیاد تو داستان تا جذاب تر از این بشه💙💙

    ۲ ماه پیش
  • نگار

    1

    وایی من کلی برای اون صحنه هیجان دارم که اهورا غنچه رو ببینه💙💙

    ۲ ماه پیش
  • وکیلی

    2

    احتمالااهوراهمون مدیرهتل باشه

    ۳ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    احتمالا یکی دو پارت دیگه رخ می‌نمایاند😂

    ۳ ماه پیش
کپی شد!