پارت دوازده :

دستم را از دستان پر بار و زَرَش رهاندم و سعی کردم خونسردی‌ام را حفظ کنم:
_ برای آخرین بار میگم و دلم می‌خواد بعدش گورتو از اینجا گم کنی و دیگه جلو چشام ظاهر نشی…
به تخم چشمانش زل زدم و شمرده شمرده واگویه کردم:
_ من… از دخترت… خبر ندارم… حتی نمی‌دونم چه بلایی سرش اومده… هر اتفاقیم که اون روز افتاد و میدونستم، بی کم و کاست توی اظهارات پرونده ثبت کردم… دلایلم هم برای پلیس کاملا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت غنچه در رمان معشوقه مرداب غنچه
تصویر شخصیت اهورا در رمان معشوقه مرداب اهورا
تصویر شخصیت آرش در رمان معشوقه مرداب آرش
تصویر شخصیت فروغ در رمان معشوقه مرداب فروغ
تصویر شخصیت کامران خان در رمان معشوقه مرداب کامران خان
تصویر شخصیت بهار در رمان معشوقه مرداب بهار
تصویر شخصیت افروز در رمان معشوقه مرداب افروز
تصویر شخصیت مریم در رمان معشوقه مرداب مریم
تصویر شخصیت شیوا در رمان معشوقه مرداب شیوا
تصویر شخصیت پریسا در رمان معشوقه مرداب پریسا
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سادات.۸۲

    0

    خب، بهار کجاست واقعا؟

    ۶ روز پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    حالا حالا ها پیدا نمیشه بهار🥲

    ۶ روز پیش
  • نفس

    0

    نمی دونم چی بگم همه یک جوری مشکل دارند

    ۱ ماه پیش
  • م

    1

    حقش بوده این بلا سرش بیاد جای بدبخت کردن غنچه،اما امیدوارم بلایی سر بهار نیاد بخاطر بچش،فکر کنم اونو بخاطر الیاس که لابد شوهرشه گروگان گرفته بودن،چه ربطی به غنچه داره 😠

    ۱ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    خب اینو هنوز هیچکس نمیدونه.. فقط خود بهار می‌دونست که اون مرد به خاطر شوهرش دنبالشه

    ۱ ماه پیش
  • نگار

    2

    وا چرا این فروغ زبون آدم حالیش نیست خب نفهم میگه ازش خبر ندارن دیگه ولی من از این ویژگیه غنچه خوشم اومد که گفت اگه بخواد انتقام بگیره فقط از خود طرف میگیره و کاری با اطرافیانش نداره💙💙

    ۲ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    دقیقا🧡

    ۲ ماه پیش
کپی شد!