پارت سی و چهارم :

دورتر از او، بیتا، بی‌خبر از بی‌قراری مادرش، موبایل را از یک دست به دست دیگرش داد و گفت:
-کارت تموم شد؟
میثم که پشت فرمان نشسته بود، سری به نشانه مثبت تکان داد و گفت:
-آره تموم شد بلاخره.
پشت سر ماشینی متوقف شد و ادامه داد:
-نمی‌دونم اگه نبودی چه‌طوری قرار بود از پسش بربیام.
بیتا لبخندی زد و حینی که با قاشق چوبی محتویات ماهیتابه را حمل می‌زد، جواب داد:
-کاریو کردم که

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت امیر در رمان نهان امیر
تصویر شخصیت عاطفه در رمان نهان عاطفه
تصویر شخصیت بیتا در رمان نهان بیتا
تصویر شخصیت میثم در رمان نهان میثم
تصویر شخصیت سینا در رمان نهان سینا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • محرابی

    0

    فعلا خداکمک کرده کارپیداکنی بقیه شو خدادرست میکنه میثم خان. منون زیبا بود خدا قوت

    ۲ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم🥰

    ۲ ماه پیش
  • فاطیما

    0

    عالی بود . بنظرم داره به قسمت های هیجانی میرسه 🥹خداقوت ✨️🫶💕

    ۳ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    آره، دیگه چیزی تا شروع بخش هیجان‌انگیز رمان نمونده

    ۳ ماه پیش
کپی شد!