آنتوریوم به قلم اقلیما نائینی
پارت دوازده :
-حواسم بود نگفتی چقدر بهتون حقوق میدنا!
کلافه از کنجکاویهای خانم رضایی، زن میانسالی که هر چند وقت یکبار برای جرمگیری دندانهایش میامد، حقوق او را میپرسید و حتی بار اول هم بسیار متعجب شده بود خانواده مهتاب چگونه اجازه دادند در محیطی که مرد هست کار کند، پلکهایش را برهم فشرد.
لبخندی بر چهره خستهاش نشاند و سعی کرد با آرامترین لحنی که میتواند، بحث را با سمت دیگری بکشاند:
مطالعهی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

اقلیما نائینی | نویسنده رمان
👀🤭
۲ هفته پیشهستی
0باربدمو بدین برمم💍👰 ♀️🧚🏼 ♀️🩷
۳ هفته پیشفن همه
1بر عکس بعضی از آدمها که میگن این پارتای بدون اتفاق جالب نیست وباید زود ازش گذر کرد اما من عاااااااشق خوندن این روز مرگی هام ویه حس آرامشی بهم میده که اصلا نگم برات😇😇😙😙😙😙
۳ ماه پیش
اقلیما نائینی | نویسنده رمان
عزیزممم :>❤️ خوشحالم که دوست داری
۳ ماه پیشفرشته
0بهترینی بانو جانم... خیلی ممنونم عزیزم... خدا قوت... قلمت جاودان و درخشان... هزاران ماشاءالله به هنر زیبا و بی نظیرت✨❤️
۳ ماه پیش
اقلیما نائینی | نویسنده رمان
مرسی ازت فرشته قشنگم تمامش لطف شماست❤️
۳ ماه پیشاکرم بانو
0ولی ترکیب صادقی و مهتاب خیلی قشنگه ها🤦🤦البته به جناب کوهیار جسارت نشه🫣🫣🫣
۳ ماه پیش
اقلیما نائینی | نویسنده رمان
بچم کوهیار فعلا نقشش کمرنگه بذارید بیاد گرد و خاک بهپا میکنه اونم💔
۳ ماه پیشاکرم بانو
0اون تف خیلی باحال بود،هم واسه کفش صادقی،هم خط چشم😂😂😂
۳ ماه پیش
اقلیما نائینی | نویسنده رمان
سر داستان خط چشم بگید که هممون استفاده کردیم از این ترفند =)))))
۳ ماه پیشفاطیما
0عالی و زیبا بود ممنون عزیزم خدا قوت 💜💜💜💜💜
۳ ماه پیشفن همه
0فقط آقای صادق درستکار🤣🤣🤣🤣🤣🤣یاد چوپان دروغگو افتادم😏😏😏وقضیه تفففففف😂😂😂😂
۳ ماه پیشسعادت
0عالی و لذت بخش 🌸🌸🌸🌸🌸🌸
۳ ماه پیشابی
0ادامهههههههههههه فقط منتظرم
۳ ماه پیشفرشته
0بی صبرانه منتظر ادامه ی این رمان شاهکار هستم❤️
۳ ماه پیشفرشته
0جذاب و دلبر مثل همیشه😍❤️
۳ ماه پیشمریم
0گناه داره مادر چرا اینجوری میکنه بابا بچته🥲🥲🥲
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

هستی
0خانوم رضایی نمونه بارز کسیه که میتونه آدمو قاتل کنه🩷 خانم رضایی دندوناتو جرم بگیر برو دیگه اه👺 دوست منم دماغ داداششو میگیره تا *** و پف نکنه😭😭😂😂🙂 ↔️🙂 ↔️🙂 ↔️