اگر باران ببارد به قلم ویدا چراغیان
پارت صد و پنجاه و پنجم :
- نـــه...
- پس شک به دلت راه نده. آخرین کارش همون پرونده ی گندهی پولشویی بود که با کلی سند و مدرک باعث شد چند تا از اون چهره های رده بالای دولتی استعفا بدن. اصلا همون پرونده باعث شد جونشو برداره و بزنه به چاک.
باران لحظه ای با نگاهی متفکر به او خیره شد و بعد نفسی عمیق کشید. جرعه ای از چایش را نوشید و لیوان را روی میز گذاشت. موهایش را با کش گلگلی بهار بالای سرش نامرتب و آشفته جمع کرد. انگØ

لطفا صبر کنید...

شادان
0رفیق تر از پارسا از کجا میخوای گیر بیاری باران که اینفدم اذیتش میکنی