معشوقه مرداب به قلم سوگند عزیزی
پارت یازده :
لبخند مصنوعیام را به رخش کشیدم و آرام زمزمه کردم:
_ چشم!
وارد اتاق شدم و کیفم را درون کمد آویزان کردم. نگاهم روی آرش ماند. آرام روی تخت خوابیده بود. شالم را درآوردم و بعد از گرفتن حوله و لباس زیرم وارد حمام شدم.
یادم آمد قصد داشتم موهایم را رنگ کنم. بیحوصله پوفی کشیدم و دوباره بیرون آمدم. رنگ موردنظر را آماده کردم و جلوی آینه ایستادم. برس رنگ مو را آغشته به رنگ کردم اما قبل از آنÚ
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

سوگند عزیزی | نویسنده رمان
جلوتر مشخص میشه جانم
۲ هفته پیشناهید
0سلام فکرکنم عاشق اهوراست
۴ هفته پیشمهسا.م
0احتمالا اهورا و غنچه همو دوست داشتن ولی خب فروغ نمیخواسته و کاری کرده به اجبار با آرش ازدواج کنه و شاید یه سری چیزارو گردن غنچه انداخته تا عشق بینشون و به هم بزنه
۱ ماه پیشرویا یزدانپور
0به به عمه خانوم برا اینکه غنچه عروسش نشه اونو انداخته تو زندگی ارش و اینطوری زندگی غنچه و ارش و اهورا رو به خاطر خودش جهنم کرده
۱ ماه پیشسادات.۸۲
0احتمالا اهورا عشق غنچه بوده، که بخاطر این زنه نتونسته باهاش ازدواج کنه
۱ ماه پیشسادات.۸۲
0خب، بهار احتمالا پیش غنچه باشه
۱ ماه پیشرها اصغری
0❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۱ ماه پیشBiti
0فکر میکنم که اهورا و غنچه هم و دوست داشتن ولی مادر اهورا سد راه اونا شده بود و اهورا از این موضوع بی خبره
۱ ماه پیش
سوگند عزیزی | نویسنده رمان
درسته🧡
۱ ماه پیشملینا کریمی
0چون عاشق اهورا بود
۱ ماه پیشنفس
0چون قبلاً باهاش گذشته ای داشته همو دوست داشتن
۲ ماه پیشنفس
0پارت خوبی بود دلم برای بهار می سوزه همچنین بچش خدا کنه زودتر پیدا بشه
۲ ماه پیشم
1اهورا می دونه مادر خودش عشقشو ازش گرفته،می دونه با پسر داییش ازدواج کرده؟؟
۲ ماه پیش
سوگند عزیزی | نویسنده رمان
اولی رو نه ولی دومی رو بله میدونه
۲ ماه پیشم
1گذشته غنچه چی بوده محبور به ازدواج اجباری و ترک عشقش شده 🤔
۲ ماه پیش
سوگند عزیزی | نویسنده رمان
به مرور در داستان میفهمید عزیزم
۲ ماه پیشفاطمه
1دوستش داره
۲ ماه پیش
سوگند عزیزی | نویسنده رمان
🥲🧡
۲ ماه پیشStar
1عالی بود نویسنده جان
۲ ماه پیش
سوگند عزیزی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم 🧡
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

گلی
1شاید عاشق اهورا بوده ومادرش مجبورش کرده با آرش ازدواج کنه