پارت سی و چهارم :

- کدوم گوری رفتی؟ می‌دونی آرس تا از دست پلیسا فرار کنه چقدر اذیت شد؟ تازه اون رفیق عوضیتم انداختی دنبالش، دهنمون سرویس شد تا اون دستبند کوفتی رو باز کردیم!

- وایی لوکاس چقدر زر می‌زنی، گوشی رو بده به آرس.

- آرس نیست.

- کجاست؟

- داره برای تو دنبال قبر می‌گرده!

نفس عمیقی کشیدم و گفتم:
- لوکاس تو چند وقته ضرب دست منو نخوردی زبون در آوردی، کاری نکن تا دیدمت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کاتالینا در رمان فرار آزادی کاتالینا
تصویر شخصیت ویل در رمان فرار آزادی ویل
تصویر شخصیت آر‌ِس در رمان فرار آزادی آر‌ِس
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    0

    ای جانم آرس انقد نگران کاتا شده که در به در دنبالش میگرده😭

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    قابل توجهت ویل هم داره در به در می‌گرده😔

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    این راف و ناتالی خیلی لوین اصلا حس خوبی بهشون ندارم کاتالینا باهاشون گرم نشو آدم نیستن

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    👀

    ۲ ماه پیش
  • tannaz

    0

    با حرفای ناتالی نه تنها چیزی از حس بدم به رافاعرعر کم نشد بلکه به خود ناتالی هم شک کردم هرچند میدونم شکم اشتباهه ولی خب نمیخوام قبول کنم 😎

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    🤣😔

    ۲ ماه پیش
  • ملکه ی دلقک

    0

    راف گوگول مگول؟ راف د****یو****ث؟ به کدامین روم؟

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    آخی نره *** گوگولو ببین استرس میگیره😔

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😔🤣

    ۲ ماه پیش
  • Ayriana

    1

    هو هوو خانوما قر توی کمرا رو آماده کنیدد آرس نگران کاتا شدههه😔 البته قبلانم یه دور شده بود ولی خب به هر حال شما آماده باشید🥳😔

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😔

    ۲ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    سه پارت خوندم هنوزم نسبت به رافائل حس خوبی ندارمم امیدوار باشید پارت آخر نظرمو غوض کنه😔

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    قطعا عوض می‌کنه😔😁

    ۲ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    ناتالی و راف که انقدر رمانتیک آشنا شدن:🥹🤍 مود آرس که اولین بار وسط خیابون چاقو گذاشت زیر گلوی کاتا و دزدیدش عملا:😔😂

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    🤣😔

    ۲ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    بابائه اصلا انسان هست؟ له خدا هیولاها در مقابلش خیلی موجودات گوگولی ای و ماچ کردنی ای به نطر میان😭

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    دقیقاااا😭

    ۲ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    راف قشنگ مشخصه که مثل سگ پشیمونه ولی خب عزیزم تو سبد سبد هم مدفوع میل کنی دیگه اون زمانا برنمیگرده🙄

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😞🤣

    ۲ ماه پیش
  • Ayriana

    0

    وای پرنسس لوکاس.. دلم براش تنگ شده بودد، یه چرخ بزن عمو دامن چین دارتو ببینه😔😂

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • نیلو

    0

    داداش راف به نظر خوب میای ها😂😁

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😁😁😁

    ۲ ماه پیش
  • راز

    0

    به نظر من کاتا ب هیشکی اعتماد نکن

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    به نظر منم🤝🏻

    ۲ ماه پیش
  • نازنین

    0

    سومین کامت ایول پارت خوب ولی کوتاهی بود😂😍🫶🏻

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    مشتی دو تا پارت گذاشتما🤣😔

    ۲ ماه پیش
  • 🦋.....

    1

    دومین کامنت . چرا اینقد کوتاهههههههه تو رو جون جدت بیشترش کن ما دق میکنیم که🫠🤣

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    دخترا دو تا پارت داشتیمااا

    ۲ ماه پیش
کپی شد!