پارت چهارم :

پرونده‌ی سایکو را روی میز باز کردم و عینکم را روی چشمم جا‌به‌جا کردم و زیر لب زمزمه‌کنان گفتم:

-بذار ببینیم چی توی این پرونده داری.

اولین صفحه، عکس واضح او بود. سرم را نزدیکش کردم و با دقت به آن نگاه کردم.

بی‌آن‌که پلک بزنم، جوری م ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!