پارت چهل و چهارم :

چشمکی برایش فرستاد و دور شد! رایان جوان زرنگ و خوش‌مشربی بود که می‌توانست آینده‌اش را با او در کمال آرامش بسازد. مهندس کاربلدی که نقشه‌های پخته‌اش،شاخک‌های شرکتهای زیادی را تکان داد. آن خوشبختی تنها عشق او را کم داشت. او را که به دلش دعوت می‌کرد، به اندازه‌ی یک مهمان برایش جا داشت نه صاحبخانه شدن!دوست نداشت با تأثیرگرفتن از نظر دیگران، زندگی آینده‌اش را آغاز کند. از عادت شدن یا عاد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!