پارت چهل و دوم :

به خانه‌ی عمو که رسید، با استقبال گرم عمو و زن عمویش مواجه شد. همیشه هم احوالپرس مادرش و پویان بودند. اسم کوروش‌خان هم از دهانشان نمی‌افتاد.
نگاه مخمور و سیاه عمو، دلش را به غارت برد. در مرز میانسالی هنوز جذابیت داشت. قد بلند و خوش‌استیل! کپی پدر از دست رفته اش. دوبرادر شباهت فوق‌العاده ای به یکدیگر داشتند و شغل پدرشان را الگو قرار دادند.
آه سنگینی کشید و صورت عمو را جای پدر نیز بو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!