پارت پانزده :

همانطور که در خاطراتم سیر میکردم، زمزمه کردم.
ـ یه روز که برای یه کاری به بیمارستان رفته بودم و حالم خوب نبود دیدمش. پدرم بخاطر کارش و اینکه گوشیش رو گم کرده بود به تماسام جواب نداد و من تنها یه آژانس گرفتم و رفتم بیمارستان و اونجا به برنا برخوردم. اول بحثمون شد اما وقتی فهمید تنهام تمامی کارام رو انجام داد و اونجا شروع شد. روز بعدش بهم زنگ زد حالم رو پرسید. شماره م رو از روی پرونده م برد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت بیژن(احمد) جهان آرا در رمان طعم گس انتقام بیژن(احمد) جهان آرا
تصویر شخصیت کاخ جهان آرا در رمان طعم گس انتقام کاخ جهان آرا
تصویر شخصیت آروشا در رمان طعم گس انتقام آروشا
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️