طعم گس انتقام به قلم رویا یزدانپور
پارت چهارده :
زیر چشمی پذیرش را از نظر گذراندم. خانوم عظیمی طبق معمول همیشه سرش را درون سیستم فرو برده و درحال بررسی فیشها و مرتب کردن دفتر حسابها بود، و به انتهای شیفت اش نزدیک میشد. زهرا هم با اخمی درهم سرش را درون گوشی فرو برده و تندتند چیزی را تایپ میکرد.
چشم به در ورودی دوختم تا که دوست دکتر را برای اولین بار ببینم. چشمانم را ریز کردم، انگار که با ریز کردن چشمانم او زودتر وارد میشود. با لرزش گوشی
لطفا صبر کنید...
