پارت هجده :

لبانِ متوسط و سرخِ نوا به نشانه‌ی ندانستن انحنایی رو به پایین داشتند حینِ چشم چرخاندنش در فضا.

- خب... از اونجا که گفتی امشب مالِ ماست، از کسی امشب خونه‌اش رو قرض گرفتی؟

حافظ که سوی مبل‌ها رفت کششی یک‌طرفه به لبانش بخشید. از بندِ کراوات رها شد و آن را که روی مبل انداخت نوبت رسید به کتی که از تن خارج کرد و بعد نچی کرده و ناامید از حدسیاتِ غلطِ نوا با تاسف گفت:

- می‌دونی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • شباهنگ

    0

    پارت زیبایی بود! دستت درد نکنه معصومه جان

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    0

    نوا بچه مون گناه داره اذیتش نکن،😂😂😂😂🙏💯🥰

    ۲ ماه پیش
  • معصومه ابدالی | نویسنده رمان

    خوش می‌گذره بهش😂✨

    ۲ ماه پیش
کپی شد!