پارت دوازده :

بعد از خرید من علی پرسید:
- حالا من چی بخرم؟... خرید واسه دختر سخته منم که صنمی باهاش ندارم
بعد در حالی که زیر چشمی نگاهم میکرد گفت:
- من فقط با یه دختر صنم دارم که اونم چند روزه باهام توی قیافه‌اس
از حرفش خون با عجله توی رگ‌هایم دوید.
- فکر کنم کتاب گزینه خوبی باشه
- آره خوبه، ولی انتخابش با تو
تا لوازم تحریری کمی بالاتر پیاده رفتیم. خوشبختانه چند جلد کتاب داشت که من از

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • افسون

    0

    عزیزم خیلی عالی بود گلم اما به نظر بعضی وقتا حس های آدما با توهم هم همراهه یعنی ممکنه بد قلبی یکم مزید بر علت باشه و نگفته ها و نشنیده هایی یاشاید پنهان بودن زخمهایی یا دردهایی که نمی توان گفت و شنید 🤔

    دیروز
  • اکرم بانو

    0

    ممکنه پای یه نفر دیگه وسط باشه؟؟؟

    ۴ هفته پیش
  • آرزو شریفی | نویسنده رمان

    برای علی؟ باید دید.

    ۴ هفته پیش
  • فرشته

    0

    عالی مثل همیشه❤️

    ۱ ماه پیش
  • مریم

    0

    زیبا بانو🤗

    ۱ ماه پیش
کپی شد!