پارت ده :

خریدها را روی اپن گذاشتم و باز با سمتش برگشتم. دست‌هایم را کمی باز کردم تا بفهمد منتظر بغل شدنم. کمی جلو می‌آید و من خودم را در آغوشش می‌اندازم. چند ثانیه بعد آرام دست‌هایش پشت کمرم حلقه میشود و بعد خودش را عقب میکشد.

- خیلی خسته‌ام، چایی داریم ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!