پارت نهم :

توی سرم هیچ چیز نبود. نه خوشحال بودم نه ناراحت، بلد نبودم هیچ واکنشی نشان بدهم. اصلاً باید چه میگفتم؟ بقیه دخترها توی این شرایط چه واکنشی نشان میدهند؟ من فقط دلم میخواست برگردم خانه خودمان، میخواستم پیش مادرم باشم. وای مادرم، اگه میفهمید عصبانی میشد، ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!