پارت چهارده :

از نظر سهیل او علاوه بر خوشتیپ و پولدار بودنش، لاس‌زن خوبی هم بود و می‌دانست چگونه یک دختر را خوشحال کند.
از آن‌جایی که به مدتی طولانی تمام اوقات فراغتش را به مطالعه گذرانده و حسابی حرفه‌ای و تندخوان شده بود، دو ساعت و نیم بعد، «من پیش از تو» را به پایان رساند.
وقتی به خودش آمد، دید دو طرف کتاب را میان دستانش گرفته و به دیوار روبه‌رویش زل زده.
ابروهایش را بالا برد و رو به تصوی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • افسون

    0

    الهی چقدر تعجب گرد حتما میره که ببینش چون قبلا هم کنجکاو بود بدونه چه شکلیه وقتی نظرات یک نفر و میخونی احساسش میکنی و طبیعیه که دلت میخواد از نزدیک ببینیش تا مطمئن بشی همونیه که فکر میکردی😉🙃

    ۱ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    دقیقا👌🏻

    ۱ ماه پیش
  • الی

    0

    شاید سهیل هم اسم بده برای رفتن این بشه دیدارش با دیانا

    ۱ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    خیلی زود می‌فهمیم😉

    ۱ ماه پیش
کپی شد!