پارت چهارم :

مجبور شده بودم در این وقت شب، خسته و کوفته از باشگاه یک راست به فروشگاه بیایم تا دستور این پدرشوهر گرامی را اجرا کنم!

کارتم را که از صندوقدار گرفتم، کیسه‌های خرید را برداشتم و از فروشگاه خارج شدم. نگاهی به آسمان پرستاره انداخته و به سمت ماشین گ ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!