آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت چهل و دوم :
بالاخره تونستم یه قطره اشک تمساح بریزم که دوباره دستش رو جلو آورد که اینبار جیغم از قصد به هوا رفت:
- آخ مامان کجایی که ببینی آشوبت رو زمین زدن.
عرفان با چهرهای پوکرفیس و گیج نگاهم کرد و گفت:
- این کولی بازیها دیگه چیه آشوب؟! بذار ببینم چِت شده آخه! بدجوری خوردی زمین، میترسم زانوت شکسته باشه.
د آخه مگه تو دکتری گل پسر؟
دقیقاً چجوری میخواست با دیدن زانوم تشخیص بده ک
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
عزیزدلم حالت خوبه؟ خوشحال شدم کامنتت رو دیدم
۲ هفته پیشمعصومه
0باز این مهراب پیداش شد، الان عرفانم اینجاست دعواشون میشه
۳ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
تو چه ظاهری هم پیداش شد😂
۳ هفته پیشنگار
0باز این مهراب گور به گوری پیداش شد من نمی دونم از دستش باید به کجا فرار کنم البته ببخشید آشوب به کجا فرار کنه😄 وایی عالی بود 💙💙
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
فرار میکنه اتفاقاً :) خودت رو به پارتگذاری برسون نگار
۴ هفته پیشنگار
0باور کن دارم تمام تلاشم رو میکنم جوری که شده یکی از هدف هام به پارت گذاری برسم که باید برسم و میرسم نگران نباش حدیث جونم☺️💙💙
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بگردم🥲❤️
۴ هفته پیشنگار
0خدا نکنه گلم🥰💙💙
۴ هفته پیشنسترن
0مهراب لاشی بازم سر و ملش پیدا شد
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
حالا حالاها باید تحملش کنیم
۲ ماه پیشفاطمه
1نکنه شنود گذاشته اومده بود خونه ی آشوب دفعه قبل از این پس فطرت هر کاری برمیاد ...آشوب عزیزم بخون اعوذ و بالله من الشیطان الرجیم 🫣
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نیازی به شنود نداره این جونور
۲ ماه پیشفاطمه
0عجب مارمولکیه این محراب
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
منتظر پارت امشب باشید 😉
۲ ماه پیشSaina
0مگه روزای زوج پارت گزاری نمیشد؟ دیروز شنبه بودا😶
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عزیزدلم تو کانال اطلاع رسانی خبر دادم که سایت به مشکل برخورده بود. حتما عضو کانال رو بی کا بشید که از خبرها بیخبر نمونید. به نشانی @etela_hadisbelyar
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
پارت جدید امشب ساعت ۲۰
۲ ماه پیشراز
0امروزمون تموم شد بانو پارت نیومد گلی
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عزیزم پارت امروز ساعت ۲۰ ارسال میشه
۲ ماه پیشنیلو
1این عرفان بچه چرا ثبات نداره😂 توی اون پارت یه جوری عصبانی بود که گفتیم شاید مهرابه ولی توی این پارت یه مرتبه با خونسردی بلند شد رفت دستشویی😂😂
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دستشویی رفتن جزو عصبانیت به حساب نمیاد؟😁
۲ ماه پیشراز
0فک کنم این مهراب و عرفان سر آشوب دعوا کنن کی پارت میزارین بانو
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
سایت به مشکل برخورده بود دیروز. امشب پارت ساعت ۲۰ ارسال میشه
۲ ماه پیشعسل
0من ک میگم ک این مهرابه ن عرفان
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
شاید
۲ ماه پیشSaina
0یه نظریه اسید دارم که فقط یک درصد احتمالشه و اینکه عرفان یا از طرف مهراب باشه که این احتمالش خیلی ضعیفه چون عرفان قبل از آشنایی مهراب آشوب و میشناخته یه فرضیه دیگه هم تسخیر شدنه عرفانه و فرضیه سوم این پسر اصلا عرفان نیس و یه چیزیه که خودشو عرفان جا زده 🤡
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
جالب بود👌🏻 امیدوارم اینطوری نباشه
۲ ماه پیشdonya
0مگه مهراب نگفت هرجا باشه اشوب هر حرفی بزنه و هر فکر و نقشه ای در مورد مهراب بکنه رو متوجه میشه؟پس چطور انقدر راحت و روون داره نقششو به عرفان میگه مهراب که میفهمه
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
صبور باشید😉
۲ ماه پیشدشمن خونی عوضی اعظم
0عوضی اعظم اومددددد خبر مرگش😒😒
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بلهههه ببینیم چی میشه فردا
۲ ماه پیشزن حدیث
0خدانکنه🥺💔🥲
۲ ماه پیشزهرا
0وای خدا نمیدونم چرا ولی احساس میکنم عرفانم به اشوب یه حسایی پیدا کردههههه شایدم دارم اشتباه میکنم! شاید عرفان یه چیزی میدونه. حسم میگه مهراب حرفای اینارو شنیده🤣
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
گوشش رو تو خونهی آشوب جا گذاشته😂
۲ ماه پیشدشمن خونی عوضی اعظم
0چه آشوبی بشه بین عرفان و عوضی اعظم
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عوضی اعظم قراره غوغا کنه🫣😂
۲ ماه پیشدشمن خونی عوضی اعظم
0من حس خوبی از حرف مامان عرفان نگرفتم . و اینکه یا عرفان عاشق آشوب شده یا یه چیزی میدونه که آشوب نمیدونه
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
در آینده مشخص میشه
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Biti
0خدایا یه عرفان برسون تو زندگی من😂 فقط اونجایی که گفت پدر تا معلوم🎀🫠