پارت چهل و دوم :

بالاخره تونستم یه قطره اشک تمساح بریزم که دوباره دستش رو جلو آورد که این‌بار جیغم از قصد به هوا رفت:
- آخ مامان کجایی که ببینی آشوبت‌ رو زمین زدن.
عرفان با چهره‌ای پوکرفیس و گیج نگاهم کرد و گفت:
- این کولی بازی‌ها دیگه چیه آشوب؟! بذار ببینم چِت شده آخه! بدجوری خوردی زمین، می‌ترسم زانوت شکسته باشه.
د آخه مگه تو دکتری گل پسر؟
دقیقاً چجوری می‌خواست با دیدن زانوم تشخیص بده ک

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پدرجون در رمان آشوب پدرجون
تصویر شخصیت همتا در رمان آشوب همتا
تصویر شخصیت مهام و مهتا در رمان آشوب مهام و مهتا
تصویر شخصیت عرفان در رمان آشوب عرفان
تصویر شخصیت آشوب در رمان آشوب آشوب
تصویر شخصیت مهراب در رمان آشوب مهراب
تصویر شخصیت آنیل در رمان آشوب آنیل
تصویر شخصیت سیاوش در رمان آشوب سیاوش
تصویر شخصیت الهام در رمان آشوب الهام
تصویر شخصیت ارغوان در رمان آشوب ارغوان
تصویر شخصیت مادرجون در رمان آشوب مادرجون
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Biti

    0

    خدایا یه عرفان برسون تو زندگی من😂 فقط اونجایی که گفت پدر تا معلوم🎀🫠

    ۲ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    عزیزدلم حالت خوبه؟ خوشحال شدم کامنتت رو دیدم

    ۲ هفته پیش
  • معصومه

    0

    باز این مهراب پیداش شد، الان عرفانم اینجاست دعواشون میشه

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    تو چه ظاهری هم پیداش شد😂

    ۳ هفته پیش
  • نگار

    0

    باز این مهراب گور به گوری پیداش شد من نمی دونم از دستش باید به کجا فرار کنم البته ببخشید آشوب به کجا فرار کنه😄 وایی عالی بود 💙💙

    ۴ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    فرار می‌کنه اتفاقاً :) خودت رو به پارت‌گذاری برسون نگار

    ۴ هفته پیش
  • نگار

    0

    باور کن دارم تمام تلاشم رو میکنم جوری که شده یکی از هدف هام به پارت گذاری برسم که باید برسم و میرسم نگران نباش حدیث جونم☺️💙💙

    ۴ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بگردم🥲❤️

    ۴ هفته پیش
  • نگار

    0

    خدا نکنه گلم🥰💙💙

    ۴ هفته پیش
  • نسترن

    0

    مهراب لاشی بازم سر و ملش پیدا شد

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    حالا حالاها باید تحملش کنیم

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه

    1

    نکنه شنود گذاشته اومده بود خونه ی آشوب دفعه قبل از این پس فطرت هر کاری برمیاد ...آشوب عزیزم بخون اعوذ و بالله من الشیطان الرجیم 🫣

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    نیازی به شنود نداره این جونور

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    عجب مارمولکیه این محراب

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    منتظر پارت امشب باشید 😉

    ۲ ماه پیش
  • Saina

    0

    مگه روزای زوج پارت گزاری نمیشد؟ دیروز شنبه بودا😶

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    عزیزدلم تو کانال اطلاع رسانی خبر دادم که سایت به مشکل برخورده بود. حتما عضو کانال رو بی کا بشید که از خبرها بی‌خبر نمونید. به نشانی @etela_hadisbelyar

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    پارت جدید امشب ساعت ۲۰

    ۲ ماه پیش
  • راز

    0

    امروزمون تموم شد بانو پارت نیومد گلی

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    عزیزم پارت امروز ساعت ۲۰ ارسال می‌شه

    ۲ ماه پیش
  • نیلو

    1

    این عرفان بچه چرا ثبات نداره😂 توی اون پارت یه جوری عصبانی بود که گفتیم شاید مهرابه ولی توی این پارت یه مرتبه با خونسردی بلند شد رفت دستشویی😂😂

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    دستشویی رفتن جزو عصبانیت به حساب نمیاد؟😁

    ۲ ماه پیش
  • راز

    0

    فک کنم این مهراب و عرفان سر آشوب دعوا کنن کی پارت میزارین بانو

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    سایت به مشکل برخورده بود دیروز. امشب پارت ساعت ۲۰ ارسال می‌شه

    ۲ ماه پیش
  • عسل

    0

    من ک میگم ک این مهرابه ن عرفان

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    شاید

    ۲ ماه پیش
  • Saina

    0

    یه نظریه اسید دارم که فقط یک درصد احتمالشه و اینکه عرفان یا از طرف مهراب باشه که این احتمالش خیلی ضعیفه چون عرفان قبل از آشنایی مهراب آشوب و میشناخته یه فرضیه دیگه هم تسخیر شدنه عرفانه و فرضیه سوم این پسر اصلا عرفان نیس و یه چیزیه که خودشو عرفان جا زده 🤡

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    جالب بود👌🏻 امیدوارم اینطوری نباشه

    ۲ ماه پیش
  • donya

    0

    مگه مهراب نگفت هرجا باشه اشوب هر حرفی بزنه و هر فکر و نقشه ای در مورد مهراب بکنه رو متوجه میشه؟پس چطور انقدر راحت و روون داره نقششو به عرفان میگه مهراب که میفهمه

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    صبور باشید😉

    ۲ ماه پیش
  • دشمن خونی عوضی اعظم

    0

    عوضی اعظم اومددددد خبر مرگش😒😒

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بلهههه ببینیم چی می‌شه فردا

    ۲ ماه پیش
  • زن حدیث

    0

    خدانکنه🥺💔🥲

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    0

    وای خدا نمیدونم چرا ولی احساس میکنم عرفانم به اشوب یه حسایی پیدا کردههههه شایدم دارم اشتباه میکنم! شاید عرفان یه چیزی میدونه. حسم میگه مهراب حرفای اینارو شنیده🤣

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    گوشش رو تو خونه‌ی آشوب جا گذاشته😂

    ۲ ماه پیش
  • دشمن خونی عوضی اعظم

    0

    چه آشوبی بشه بین عرفان و عوضی اعظم

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    عوضی اعظم قراره غوغا کنه🫣😂

    ۲ ماه پیش
  • دشمن خونی عوضی اعظم

    0

    من حس خوبی از حرف مامان عرفان نگرفتم . و اینکه یا عرفان عاشق آشوب شده یا یه چیزی میدونه که آشوب نمیدونه

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    در آینده مشخص می‌شه

    ۲ ماه پیش
کپی شد!