آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت چهل و سوم :
عرفان که به طرف اف-اف قدم برداشت، ضربان قلبم به اوج خودش رسید.
نگاهم قفل شده بود روی عرفان و حدسی که راجع به فردِ پشت درب میزدم، مثل خوره درحال سوراخ کردن مغزم بود.
اما درکمال تعجب، اخم روی صورتش باز شد و بعد از فشردن دکمه و باز کردن درب، به سمتم برگشت و گفت:
- سیاوشه.
سیاوش بود؟! این وقت شب؟ اونم بدون اینکه قبل از اومدن بهم زنگ بزنه و بپرسه خونهام یا نه؟
عجیب بود! عجیب بود
مطالعهی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
🫠🫠🫠
۲ هفته پیشمعصومه
0آخ آخ آخر پارت دلم خنک شد البته از واکنش مهراب میترسیم
۳ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
چیزی نمیشه😁
۳ هفته پیشنگار
0اییوولل آشوب جونم بالاخره از قدرت استفاده کردی بابا دمت گرم مرسی حدیث خوشگلم 🥰💙💙
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
شروع🤙🏻
۴ هفته پیشنگار
0بلهه دیگه سوت آغاز بازی به صدا در اومد😄💙💙
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🤣🤣
۴ هفته پیشنسترن
0بالاخره قدرتش فعال شد چی بشه
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بلهههه
۲ ماه پیشنف
0وای من هنوز موندم این مهراب چه موجودیه؟
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
معلوم نیست؟ :)
۲ ماه پیشسارا
0ای جان بلاخره یه قدرت دیگش رو شد💚🤩
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
منتظر پارت امشب باشید ✨
۲ ماه پیشپریا
0مهراب گور به گوری چرا دست از سرش برنمی داری کم بدبختش کردی آخه به تو چه که عرفان و میخوای دک کنی چقدر رو مخی تو این نیرو چرا زمانی که باید بیاد نمیاد الان هم خوبه ولی کاش موقعه اون بدبختی میومد
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
قدرتش دیر فعال شد ولی شد...صبور باشید
۲ ماه پیشوفا
0سلام و درود؛ من امروز صبح شروع کردم به خوندن رمان و تا این پارت بکوب خوندم و الانم به شدت تو خماری موندمممم. قلمِ به شدت زیبایی دارید 💕 شخصیت آشوب آدم رو جذب میکنه و آشوب نمونه ای از یک دختر قوی و محکم هست... امیدوارم بتونه حق پایمال شدش رو از اون شیطان بگیره!
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
سلام عزیزدلم، خیلی ممنونم از کامنت قشنگت♥️امشب پارت داریم دوباره
۲ ماه پیشدختر صحرا
0بدشانسه...اون شب که بهش تعرض شد این نیرو نبود
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دقیقاً🤦🏻
۲ ماه پیشفاطیما
0بالاخره قدرتش رو بدست آورد🥹🥹🥹 عجب دعوایی بشه بینشون 😎 قلمت مانا عزیزم
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
منتظر پارت امشب باشید ♥️
۲ ماه پیشFatemeh
0آخیش دلم خنک شد زدش لعنتی🤧😃 رو و آشوب بیشتری در راه داریم در ادامه 🧐
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بله صددرصد
۲ ماه پیشSara
0ازیه طرف عرفان خیلی مشکوکه جدیداکه اونوبیخیال😂 این مهراب چراهرروزبیشترازدیروزنچسب میشه مرتیکه خدالهت کنهههه.🙏😂 بالاخره اشوب بتمنمون برگشت تااشوب کنه مهرابوناقص کنه ایولااااا😂😂💃🏻💃🏻💃🏻
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نهههه خوشحال نباش از الان، خیلی مصیبتها در پیش داریم هنوز
۲ ماه پیشSara
0سیدناامیدم نکن گناهم قلبم ضعیفه😂😂🥲
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
از دست شماها 🤣
۲ ماه پیشSara
0😂😂😂😂😂😂😂🤭🤭🤭
۲ ماه پیشزن حدیث
0واییییییییی مهراب پدرسگ عاشقتم🫠🤍😂
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
تو هیچی 🤣🤣
۲ ماه پیشزن حدیث
0هرکاری میکنم که از این مرد بدم بیاد نمیشه 😂 اخه بچم هم خوشگل و خوشتیپه و لاشیه 🫠🤍
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
لاشی رو خوب اومدی
۲ ماه پیشزهرا
1واییییییییییییی،،، بالااااااخره قدرت اشوب خانم اومدددددددد🤩🤩🤩👌
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ذوققق😂
۲ ماه پیشفاطمه ❤️
1بلاخره نیروش برگشت اخیش دلم خنک شد 💗 محکم تر میزدی عزیزم 😁😅
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
امشب🔥
۲ ماه پیشزن حدیث
0ناموسن وقتی طوری حرف میزنی که میخای بلایی سرش بیاری من بغض میکنم 🥺
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
منتظر باش😁
۲ ماه پیشزن حدیث
0جا داره الان بزنم زیر گریه برا بچم 🥲 مهراب خدا کمکت کنه🫠
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
شیطونو خدا کمک کنه؟😂
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Biti
0کاش منم از این قدرتهای آشوب داشتمم، این محراب گور به گور شده و هم جوری میزدم شتکش میکردم که نتونه از جاش بلند شه