پارت چهل و سوم :

عرفان که به طرف اف-اف قدم برداشت، ضربان قلبم به اوج خودش رسید.
نگاهم قفل شده بود روی عرفان و حدسی که راجع به فردِ پشت درب می‌زدم، مثل خوره درحال سوراخ کردن مغزم بود.
اما درکمال تعجب، اخم روی صورتش باز شد و بعد از فشردن دکمه و باز کردن درب، به سمتم برگشت و گفت:
- سیاوشه.
سیاوش بود؟! این وقت شب؟ اونم بدون اینکه قبل از اومدن بهم زنگ بزنه و بپرسه خونه‌ام یا نه؟
عجیب بود! عجیب بود

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پدرجون در رمان آشوب پدرجون
تصویر شخصیت همتا در رمان آشوب همتا
تصویر شخصیت مهام و مهتا در رمان آشوب مهام و مهتا
تصویر شخصیت عرفان در رمان آشوب عرفان
تصویر شخصیت آشوب در رمان آشوب آشوب
تصویر شخصیت مهراب در رمان آشوب مهراب
تصویر شخصیت آنیل در رمان آشوب آنیل
تصویر شخصیت سیاوش در رمان آشوب سیاوش
تصویر شخصیت الهام در رمان آشوب الهام
تصویر شخصیت ارغوان در رمان آشوب ارغوان
تصویر شخصیت مادرجون در رمان آشوب مادرجون
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Biti

    0

    کاش منم از این قدرتهای آشوب داشتمم، این محراب گور به گور شده و هم جوری میزدم شتکش میکردم که نتونه از جاش بلند شه

    ۲ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    🫠🫠🫠

    ۲ هفته پیش
  • معصومه

    0

    آخ آخ آخر پارت دلم خنک شد البته از واکنش مهراب میترسیم

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    چیزی نمی‌شه😁

    ۳ هفته پیش
  • نگار

    0

    اییوولل آشوب جونم بالاخره از قدرت استفاده کردی بابا دمت گرم مرسی حدیث خوشگلم 🥰💙💙

    ۴ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    شروع🤙🏻

    ۴ هفته پیش
  • نگار

    0

    بلهه دیگه سوت آغاز بازی به صدا در اومد😄💙💙

    ۴ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    🤣🤣

    ۴ هفته پیش
  • نسترن

    0

    بالاخره قدرتش فعال شد چی بشه

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بلهههه

    ۲ ماه پیش
  • ن‌ف

    0

    وای من هنوز موندم این مهراب چه موجودیه؟

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    معلوم نیست؟ :)

    ۲ ماه پیش
  • سارا

    0

    ای جان بلاخره یه قدرت دیگش رو شد💚🤩

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    منتظر پارت امشب باشید ✨

    ۲ ماه پیش
  • پریا

    0

    مهراب گور به گوری چرا دست از سرش برنمی داری کم بدبختش کردی آخه به تو چه که عرفان و میخوای دک کنی چقدر رو مخی تو این نیرو چرا زمانی که باید بیاد نمیاد الان هم خوبه ولی کاش موقعه اون بدبختی میومد

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    قدرتش دیر فعال شد ولی شد...صبور باشید

    ۲ ماه پیش
  • وفا

    0

    سلام و درود؛ من امروز صبح شروع کردم به خوندن رمان و تا این پارت بکوب خوندم و الانم به شدت تو خماری موندمممم. قلمِ به شدت زیبایی دارید 💕 شخصیت آشوب آدم رو جذب میکنه و آشوب نمونه ای از یک دختر قوی و محکم هست... امیدوارم بتونه حق پایمال شدش رو از اون شیطان بگیره!

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    سلام عزیزدلم، خیلی ممنونم از کامنت قشنگت♥️امشب پارت داریم دوباره

    ۲ ماه پیش
  • دختر صحرا

    0

    بدشانسه...اون شب که بهش تعرض شد این نیرو نبود

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    دقیقاً🤦🏻

    ۲ ماه پیش
  • فاطیما

    0

    بالاخره قدرتش رو بدست آورد🥹🥹🥹 عجب دعوایی بشه بینشون 😎 قلمت مانا عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    منتظر پارت امشب باشید ♥️

    ۲ ماه پیش
  • Fatemeh

    0

    آخیش دلم خنک شد زدش لعنتی🤧😃 رو و آشوب بیشتری در راه داریم در ادامه 🧐

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بله صددرصد

    ۲ ماه پیش
  • Sara

    0

    ازیه طرف عرفان خیلی مشکوکه جدیداکه اونوبیخیال😂 این مهراب چراهرروزبیشترازدیروزنچسب میشه مرتیکه خدالهت کنهههه.🙏😂 بالاخره اشوب بتمنمون برگشت تااشوب کنه مهرابوناقص کنه ایولااااا😂😂💃🏻💃🏻💃🏻

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    نهههه خوشحال نباش از الان، خیلی مصیبت‌ها در پیش داریم هنوز

    ۲ ماه پیش
  • Sara

    0

    سیدناامیدم نکن گناهم قلبم ضعیفه😂😂🥲

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    از دست شماها 🤣

    ۲ ماه پیش
  • Sara

    0

    😂😂😂😂😂😂😂🤭🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • زن حدیث

    0

    واییییییییی مهراب پدرسگ عاشقتم🫠🤍😂

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    تو هیچی 🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • زن حدیث

    0

    هرکاری میکنم که از این مرد بدم بیاد نمیشه 😂 اخه بچم هم خوشگل و خوشتیپه و لاشیه 🫠🤍

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    لاشی رو خوب اومدی

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    1

    واییییییییییییی،،، بالااااااخره قدرت اشوب خانم اومدددددددد🤩🤩🤩👌

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ذوققق😂

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه ❤️

    1

    بلاخره نیروش برگشت اخیش دلم خنک شد 💗 محکم تر میزدی عزیزم 😁😅

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    امشب🔥

    ۲ ماه پیش
  • زن حدیث

    0

    ناموسن وقتی طوری حرف میزنی که میخای بلایی سرش بیاری من بغض میکنم 🥺

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    منتظر باش😁

    ۲ ماه پیش
  • زن حدیث

    0

    جا داره الان بزنم زیر گریه برا بچم 🥲 مهراب خدا کمکت کنه🫠

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    شیطون‌و خدا کمک کنه؟😂

    ۲ ماه پیش
کپی شد!