پارت بیست و دوم :

زمان پشت آن میز کوچک و زیر نور سفید و بی‌حالت سقف، شکل خودش را از دست داده بود. تنها چیزی که برای رهام باقی مانده بود، صدای تک‌تک انگشت‌های خودش بود که روی سطح میز می‌زد؛ ریتمی کوتاه و عصبی و گاهی هم شرشر کولر که از اسپلیت گوشۀ اتاق بیرون می‌زد و آرامشی دروغین به فضا می‌داد.
سالن ناهارخوری کم‌کم خالی شده بود. چند نفر هنوز اطراف بوفه بودند. چند صندلی عقب کشیده شده و ظرف‌ها نصفه‌نیم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ابوذر.

    0

    سلام خدمت نویسنده واقعا این پارت و رمانت خیلی قشنگ وزیبای است این واقعا یک فیلم است

    ۴ روز پیش
  • Rosa

    0

    جمله اخر به شدت حق بود

    ۴ روز پیش
کپی شد!