پارت پانزده :

***
باران ریزی که از عصر شروع شده بود، حالا شیشه‌های ماشین را با دانه‌های ریز و بی‌حوصله می‌کوبید. قطره‌ها آرام پایین می‌لغزید و نور تابلوهای خیابان را به خطوطی کشیده و لرزان تبدیل می‌کرد.
ماشین در حاشیه‌ی خیابانی نیمه‌خلوت پارک شده بود. صدای دور موتور ماشین‌ها، بوق‌های پراکنده و خش‌خش لاستیک‌ها روی آسفالت خیس مثل موسیقی پس‌زمینه‌ای سرد در هوا پخش شده بود.
پندار پشت ف

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Rosa

    0

    به به شروع شدد

    ۲ هفته پیش
کپی شد!