بالانس به قلم معصومه ابدالی
پارت شانزده :
هوسِ بازی و سرگرمی زده به سرِ سیاوش که فکری هم در سرش جرقه زد. نگاهش همچنان مانده به روی برزین و در همان حال که بالاخره رو به سوی حافظ گرداند، با لبخندی موذیانه انگار که قصدِ رد و بدل کردنِ فکرش را با او داشت، دستی به یقهی کتش کشید. تکانی به شانههایش داد تا سرشانههایش صاف شدند.
- پسر میدونی من توی نگاهش چی میبینم؟
حافظ سکوت کرد و ابرو درهم کشید. سیاوش چشمکی زد و پی گرفت
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

معصومه ابدالی | نویسنده رمان
تو نمیگی من غش میکنم برات آخه؟😭🤍
۴ هفته پیشمهدیه
0خط به خط این رمان رو عاشقم✨ واقعا مگه میشه ساده از کنارش گذشت؟ باید باهاش زندگی کنی انقدر که قشنگه✨ و اینهمه قشنگیجات رو خلق کردن فقط از تو برمیاد خانم ابدالی، میدونی که؟!✨🎀
۴ هفته پیش
معصومه ابدالی | نویسنده رمان
قشنگترینِ من🥺🤍
۴ هفته پیشمهدیه
0عمیقا دلم میخواد یجوری ورود کنم به رمان و اون شال رو توی حلق رامین فرو کنم🍃😒
۴ هفته پیش
معصومه ابدالی | نویسنده رمان
حق داری، کاملا حق داری🫣🍃
۴ هفته پیشمهدیه
0و بالاخره این دوتا قند و نبات حلقه نامزدی رو هم انداختن😭✨ وای زیبایشون شوخیه؟ خیلی دوسشون دارم انقد که دل میبرن، چی ساختی خانم ابدالی؟ از میزان زیبای بچه هات خبر داری؟😭✨
۴ هفته پیش
معصومه ابدالی | نویسنده رمان
قلبِ من😭🤍
۴ هفته پیشمهدیه
0البته برزین با اون جوابی که داد یجورای زد تو برجک سیا که بنظرم اگه نمیومد کرم بریزه سنگین تر بود😂🔥 واقعا مگه مجبوره چیزی رو به تو توضیح بده؟ تو نه سر پیازی سیا نه تهش، تو خود پیازی
۴ هفته پیش
معصومه ابدالی | نویسنده رمان
سیا رو از دست دادیم😔😂
۴ هفته پیشمهدیه
0واقعا کراشی که رو برزین زدم داشت باعث این میشد که دستامو تو حلق سیا فرو کنم تا دوباره نیاد مثلا رو اعصاب پسرم راه بره🍃
۴ هفته پیش
معصومه ابدالی | نویسنده رمان
کراشت داره خطرناک میشه عشقم🫣😂
۴ هفته پیشافسون
0عزیزمی خسته نباشی 🥰حسم میگه دشمنی برزین و حافظ ادامه داره ورامین حتما برای برزین پدری در خور نبوده و معماها همچنان پا برجاست تا ببینیم چقدر حل بشه ممنون😇🥰
۲ ماه پیش
معصومه ابدالی | نویسنده رمان
فدای نگاهت زیبا🤍 لابهلای خوشیهای مقدمهی رمان ریز ریز یه اطلاعاتی میدم، بعدش ضربهی اصلی رو میزنم😂🍃
۲ ماه پیشزهرا
0سیاوش فقط دنبال شیطونی کردن،🙏💯😂
۲ ماه پیش
معصومه ابدالی | نویسنده رمان
کرم داره یکم بچم😂
۲ ماه پیشالی
0این سرد خشک بودن رامین نسبت به هرچیزی خیلی رو مخههه
۲ ماه پیش
معصومه ابدالی | نویسنده رمان
آدم رواعصابیه کلا؛ این تازه اولشه😂
۲ ماه پیشالی
0خواهر برادر حسود چشم خوشبختی نوا حافظ ندارن😔😂
۲ ماه پیش
معصومه ابدالی | نویسنده رمان
بخیلن متاسفانه😔😂
۲ ماه پیشالی
0فکر کنم رابطه برزین و پدرش زیاد خوب نباشه
۲ ماه پیش
معصومه ابدالی | نویسنده رمان
برزین یکم سایهاش و با تیر میزنه😂
۲ ماه پیششباهنگ
0چه پارت قشنگی.... دستت درد نکنه عزیز
۲ ماه پیش
معصومه ابدالی | نویسنده رمان
مرسی از نگاهت قشنگ🤍✨
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

مهدیه
0به پختگی قلم نویسنده دقت کردین؟ رسما با روان بازی میکنه این دختر😭✨🎀