پارت سی و دوم :

زیر نگاهِ بیتا، وارد اتاق شد و مقابل تخت ایستاد. دست سمت دکمه‌های پیراهنش برد و یکی‌یکی که بازشان کرد، بیتا که قصد نداشت پیش از راضی کردن میثم، حتی قدمی پا پس بکشد، میان درگاه ایستاد. شانه‌اش را به چهارچوب تکیه داد و شال که روی گردنش افتاد، چشم دوخته به حرکات میثم، گفت:
-اشکالش چیه؟
میثم پیراهن را از تنش درآورد و مقابل کمد که ایستاد و در را باز کرد، حینی که تیشرت سفید رنگش را برمی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت امیر در رمان نهان امیر
تصویر شخصیت عاطفه در رمان نهان عاطفه
تصویر شخصیت بیتا در رمان نهان بیتا
تصویر شخصیت میثم در رمان نهان میثم
تصویر شخصیت سینا در رمان نهان سینا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • محرابی

    0

    خداروشکر ان شاء اله که مشکل هم زود حل میشه. منون خداقوت زیبا بود قلمت ماندگار عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • فاطیما

    0

    چقدرر این پارت پر از احساس و زیبایی بود ، مرسی معصومه جان عالی بود قشنگمم😉💕

    ۳ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم🥰

    ۳ ماه پیش
کپی شد!