پارت سی و یک :

برایش سخت بود گفتن آنچه که به زبان آورده بود ولی واقعیت همین بود.چندان کاری از دست‌شان برنمی‌آمد، آن هم با خسارتی که دیده بودند.دم عمیق و آغشته به غم گرفت که عاطفه بی‌طاقت از دیدن گرد غمِ نشسته روی چهره‌ی او، دستش را روی دست او گذاشت.فشاری به دست او داد و نگاه بیتا که سمتش کشیده شد، با لبخندی هر چند کم رنگ گفت:
-امیدت به خدا باشه،دوباره همه چی رو درست میکنین.
دستش را عقب کشید و ادام

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت امیر در رمان نهان امیر
تصویر شخصیت عاطفه در رمان نهان عاطفه
تصویر شخصیت بیتا در رمان نهان بیتا
تصویر شخصیت میثم در رمان نهان میثم
تصویر شخصیت سینا در رمان نهان سینا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • محرابی

    0

    ای بابا میثم خان پسرخوب همه اولا مشکل دارن خب بعد پسش میدی دیگه جای دوری نمیره. طلابرای همین موقع هاست دیگه. منون زیبا ودلنشین

    ۴ هفته پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    دلش نمی‌اومد دست به پولی که برای بیتاست بزنه🥲

    ۴ هفته پیش
  • فاطیما

    0

    روزای سختیه واسشون🥲 کنجکاوم ببینم چه اتفاقاتی قراره بیفته🫠. عالی بود تشکر از نویسنده عزیزم✨️🫶

    ۲ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    آره دارن اذیت میشن،ممنون ازت عزیزم

    ۲ ماه پیش
کپی شد!